
مهرجاودان در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «مهرجاودان» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. اولین پگاه مهر بی درنگ تو بودی...
ادامه مطلب
قرارنیستهرچه بیقراریست را به بادِ نابلدی بدهم که عطرِتورا ازجغرافیایِ نفس های من به استوای خشکِ بی تو بودنم می برد نه طوفان هم که بیاید من مصلوب سرزمین نفس های توام تکان نمی خورم بانو ...
ادامه مطلب
زمزمه های عاشقانه ات گاه آرامم می کند چون دریایی بی موج گاه بی قرارم می کند چون رعد و برقی وحشی ببین دوستت دارم هایت رنگ و جان می دهد روزهای سکوتم را و خنده های از ته دلت, معجزه گر بخند که صدای خنده هایت پر است از زمزمه های عاشقانه ممنون استاد...
ادامه مطلب
من مسیرِ مخفیِ ابرها را دیدم حیرت آور است که ابرهای شمالیِ شهر سبویِ ردِپایِ عطرِ تو را دست گرفته بود وُتا جنوبی ترین کــــــــــوی بابونگی سر کشید. چه تند می زند نبضِ بی قــــرارِباران برصفحه تنهـــــــــایی من که هجوم کلــــــــــــــــــــــــماتش به هوای دستان تو پر کشید تو کیستی که دراین هوا بی هوا پیِ دستانت لحظه های تردید عرف و حالا بی خیال دست دست می کند. ...
ادامه مطلب
بهار و تابستان و حالا پاییز عطر پاییز در بیابانی خاطره انگیز به یاد صخره های سنگی ساحل و آبی دریا به یاد بید مجنون زیبا به یاد آشوب دستهای معجزه گر تو به یاد نوازش های بی قرار و چشمان عاشق من گاهی به سرزمین سرد خانه ام بیا به نوازشم بیا و بگو مهتاب من سلام....
ادامه مطلب
هواسرد است وُ شب آرام... راه اتوبان های خالی از هیاهوی شهر , باز خیالم چون نسیمی دلنواز میــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکند پرواز می رود اطرافِ تنهایی آنجا کــــــــــــــــــــــــــــــه ازعبورِ چشمِ مستت باز میــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکند بی تابی چون دلم میگویدم آری تو امشب باز می آیی واااای اگر پـــــــرواز می کردم ... ...
ادامه مطلب
چه کسی خواهد خواند... شعر چشمان تو را که به هر یک مژه بر هم زدنی غزلی نو به سراپرده ی دل می سازد بهتر از من چه کسی خواهد خواند ؟ باز کن پنجره ها را که نسیم روی بالَش، پری از قاصدکی خسته از راهی سخت پشت در منتظـــر است تا بگوید کـه چـه سان دل من بی تاب است . چه کسی خواهد بود عاشق تو بهتراز من آیا هست؟...
ادامه مطلب
من از هیچ چیز نمی ترسم نه از باد نه از رعد و برق نه از طوفان نه از تاریکی اما بازوانت را دوست دارم می خواهم گاهی بترسم در آغوشم بگیری امنیت را احساس کنم میان بازوان تو حس خوبی ست که می خواهم گاهی بترسم. ...
ادامه مطلب
نمیدانی بعد از آن همه هیجان چه کشیده ام ! طرح چشمانت را برگذرهای خاطره ام وه چه مستانه ساز میزنند هنــــــــــــــــــــوز...
ادامه مطلب
باز آهنگ جنون مي زني اي تار امشب گويمت رازي در پرده نگهدار امشب آنچه زان تار سر زلف كشيدم امروز مو به مو جمله كنم پيش تو اظهار امشب...
ادامه مطلب
گوش کنید! مــــــــــــــــاه تب کرده است وُ ققنوس می نـــــــــــــــــالد . که نسخه شفایش در دستانش هست امــــــــــا بال های پروازش را حاکمانِ سنت پسندِ عرف اندیشِ ملعونِ عشق بستــــــــــــــــــــــــه اند این تلخ ترین آوازِ پرنده هــــــــــــــــــزاره ی عشق است ... دریـــغا ققنوسِ تو...
ادامه مطلب
از این جا که من تنها نشستم تا لابلای دست های تو مسیر کوتاهی ست می خواهم همه مسیر را پرواز کنم دستهای مهربون تو حرارت آتش دارد و زخم سکوت می دانم که از میان دستان تو تا آسمان فاصله ای نیست نزدیک تر بیا برای لحظه ای می خواهم حرارت نگاهت را در چشمانم ذخیره کنم آنقدر تنها و چشم براه می مانم تا روزی برای همیشه خیره در چشمان تو بخواب روم دوست ندارم هیچ رویای دیگری داشته باشم ساحل و شب و دریا و دستان تو ..... الان می روم گوشه ای دنج برای رویاهای تو پیدا می کنم و دو زانو روبروی تمام دلتنگی هایم می نشینم سر به زیر می اندازم تا راز سر به مهر صبر و سکوت را دوباره مرور ک...
ادامه مطلب
نفستنفس را به نفسم برگرداند و زنگ خنده هایت آرامش خواب شبهایم شد قبل از تو ! بودنم زیر سوال می رود هر بار که یاد دلتنگی هایم می افتم سارا مــــــــــــــــــاه...
ادامه مطلب
رویِ من رو به طریقی ست که هر گردنه اش کعبه انگار نشانش سوی چشمان شماست خاطرم نیست که من از تو به تو , توبه کنم حاضرم مشرکِ بی دین باشم وقتی رویم بی اراده سوی چشمان شماست ققنوس به ماه ...
ادامه مطلب