شعر

متن مرتبط با «بی هوا» در سایت شعر نوشته شده است

افشای جزئیات شبی در خیابان

  • نیلوبلاگ

    در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «شبی در خیابان» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. گیج...غمگین...نگران...امیدوار...حیران...ترسیده...سرشار ازسوالهای بی جواب...امیدهای بی حاصل...نادانی های بی محاسبه...بر لبه مرزامید و نا امیدی...پیروزی و حسرتاعتماد و بی اعتمادیبی اعتماد به جهان و آدم هادر آرزوی زیستی بی اعتنا به همه آن...

    ادامه مطلب
  • شبی در خیابان

  • نیلوبلاگ

    گیج...غمگین...نگران...امیدوار...حیران...ترسیده...سرشار ازسوالهای بی جواب...امیدهای بی حاصل...نادانی های بی محاسبه...بر لبه مرزامید و نا امیدی...پیروزی و حسرتاعتماد و بی اعتمادیبی اعتماد به جهان و آدم ...

    ادامه مطلب
  • تسبیح

  • نیلوبلاگ

    وه ازآن دانه تسبیح که برسینه یارم افتاد...

    ادامه مطلب
  • قدم های بی تو

  • نیلوبلاگ

     میان مردمان راه میروم ، در ازدحام شهر تاریکی معابرغیر از تو و خاطراتت غیر از تو و آغوشت ، هر چه هست را فراموش می کنم....

    ادامه مطلب
  • قدم های بی تو

  • نیلوبلاگ

    میان مردمان راه میروم ، در ازدحام شهر تاریکی معابرغیر از تو و خاطراتت غیر از تو و آغوشت ، هر چه هست را فراموش می کنم....

    ادامه مطلب
  • شب های بی تو

  • نیلوبلاگ

    شب های بی تو شب های بلندی ست زودتر می خوابم که شب زود تمام شود .....! ...

    ادامه مطلب
  • ستاره بی تاب

  • نیلوبلاگ

    دلم ,گلم, ستاره ی بیدلمهمه از من می پرسند چرا؟ من میگویم: تورا برزمین پا می نهم اما سرم سیاره ای ست که بر نصف الانهار خیال تو می چرخد سرگردانم و در هر جاده ای به سرهر گردنه ای می تابم گردِ خیال تو... تو کیستی ؟ که هرچه زیبایست را بر تداوم زمان داده ای و هرچه بیشتر عمر میگذرد بیش تر از هر مقیاسی قیاس...

    ادامه مطلب
  • باز بیا

  • نیلوبلاگ

    بهار و تابستان و حالا پاییز عطر پاییز در بیابانی خاطره انگیز به یاد صخره های سنگی ساحل و آبی دریا به یاد بید مجنون زیبا به یاد آشوب دستهای معجزه گر تو به یاد نوازش های بی قرار و چشمان عاشق من گاهی به سرزمین سرد خانه ام بیا به نوازشم بیا و بگو مهتاب من سلام....

    ادامه مطلب
  • بیشتر بترس

  • نیلوبلاگ

    کمــــــی بیشتربترس جای خالی ات مـیـــــــــــــانِ بازوانم دردِ کهنــــــــــــه ای فرا گرفته است ...

    ادامه مطلب
  • بیدارشو

  • نیلوبلاگ

    بیــــــــــــــــــــدارشو و یک روز دیگرهم مرا عاشقانه دوست داشتـــــــه باش ...

    ادامه مطلب
  • خوابیده ای

  • نیلوبلاگ

    تو از شمارش ستارگان درآسمان رویایت به خواب رفته ای من از شمارش ثانیه های شب بیدارم کی صبح خواهد شد؟ بیدارکه شدی برایم از آفتاب بگو از سلام و سکوتِ پنجره های نیمه باز شهر و ازکاسه ای نور که به تاریکی تنهای شب هایم ببخشم ...

    ادامه مطلب
  • صبح بی تو

  • نیلوبلاگ

    به یاد او.... صبح های زیادی به عشق صبح بخیر گفتن هایت بیدار شدم . میگفتی : صبح بخیر حالت چطوره ؟ یادم نمی ره ولی نمی دونم تو هم یادت می مونه ؟ هنوز هم با همان عشق بیدار می شوم .صدایت در ذهنم تداعی می شود و جواب می گویم صبح بخیر رویایی تو را در رویایم. مهربان عزیزم روزهای من مدتی ست با تو شروع می شود درست که لایق صبح بخیرت نبودم ولی عاشق صبح هایی بودم که شروعش صبح بخیر گفتن های تو بود....

    ادامه مطلب
  • بی خیال من

  • نیلوبلاگ

    به یاد او... بی خیال دل تنگی های من بی خیال چشمان به راهم بی خیال بی تابی ام بی خیال نفس های بی هم نفسم اصلا بی خیال من حالت چطور ه ؟ خوبی ؟ خوب باشی و بدانم کافی ست تا باز هم دلتنگ باشم و ندانی تا باز هم چشم به راه تو باشم و ندانی تا باز هم بی قرار زنگ خنده هایت باشم و ندانی تو خوب باشی کافی ست بگو تا بدانم و ندانی ...

    ادامه مطلب
  • بی هوا

  • نیلوبلاگ

    وقتی نگاهم به تصویرت گره می خورد آنقدر محو هوایت می شوم که بی هوا هوای بوسه بر بازوانت هوایی ام می کند. ماه ...

    ادامه مطلب
  • نقاش نابینا

  • نیلوبلاگ

    به عضویتِ انجمنِ نابینایان شهر درآمده ام بس چشم بسته ام تا خـــــــاطرت از یادم نرود. دیـــــــــروز با پشتِ انگشتانم روی پلک هایت دست کشیدم ـ به تکنیکِ خطوطِ بریل هرکجا هستم نقشِ چشمانت را می کشم تاهیچ عابری چون من عاشقِ نگاهت , نمیـــــــــرد . ققنوسِ تو...

    ادامه مطلب
  • بگو بیا

  • نیلوبلاگ

    امروز می خواهم از حوالی تو عبور کنم کمی از دلواپسی هایم بگویم کمی از چشم های باران خورده ات تبرک بگیرم کمی از بیقراری هایم را به تو بدهم و از صبوری هایت قرض بگیرم کمی از تمنای دستانم که بی تاب دستان توست بکاهم کمی از عطر بید مجنونم که در نفس تو حبس است بدزدم برای لحظه های تنهایی کمی از گرمای شنهای ساحل و خنکای جنگل بخواهم از نگاهت می خواهم از کنار تمام دلمشغولی ها بگذرم و ارام گیرم کنار تو این بار به جای دستان تو دستان خالق تو را می بوسم اگر تو بگویی بیا امروز آسمان مهمان پرنده ای عاشق خواهد بود پرواز را یاد گرفتم در سکوت . سارا...

    ادامه مطلب
  • مغربی

  • نیلوبلاگ

    امروز هــــم طلوعِ آفتاب هیچ مشرقی روی مرا از مغربِ جغرافیای عشق به هوای آوازِ گنجشگ ها , برنگـــــــرداند خوابیده ای مــــــــاهِ من دستانم به بلندای نوازشِ گیسوانِ تو نیست ققنوسِ تو...

    ادامه مطلب