شعر

متن مرتبط با «تا صبح من می میزنم» در سایت شعر نوشته شده است

هرصبح

  • نیلوبلاگ

    صبح که بیدار می شوم فراموش می کنم دوری نیستی ندارمت فقط از نو دوستت دارم ❤...

    ادامه مطلب
  • من پاییز را خوب می فهمم

  • نیلوبلاگ

    آرام باش بگذار شنود تمام صندلی های عاری از آدمیان هراس اطراف میز خط و نشان ما به گفتمان پاییزی گوش دهند که تمام برگ های دفتر آن سال های برتو رفته را به باد فراموشی بسپارد. من فرق میان پاییزها را خ...

    ادامه مطلب
  • همین جایی

  • نیلوبلاگ

    جا پای ردپای تو گذاشته ام و انگار در آخرین عبورت شیشه عطرت شکس&#...

    ادامه مطلب
  • حمیدمصدق

  • نیلوبلاگ

    وَ توچون مصرع شعری زیبا سطرِ برجسته ...

    ادامه مطلب
  • غم مهتاب

  • نیلوبلاگ

    امشب خیالت راه بسته بر نگاهم من ماندم و دل پرسه های گاه گاهم امشب نگاهت را ندارم ،ماه من کو؟باور نکن من تا همیشه سر براهم ...

    ادامه مطلب
  • جاده ی کوهستانی

  • نیلوبلاگ

    در مسیری از گذرگاه های پر پیچ جاده ی کوهستانی پشت درختان در هم تنیده ی حاشیه ی جاده نزدیک بوته های سبز تمشک حس نمناکی علف ها و خیسی زمین و تاریکی جنگل و سکوت و تو سکوت را به آواز دادم و صدایت کردم .............................................. بمان با من که تمام زیبایی ها با تو زیباتر شده نیستی و می بینمت می شنومت می بوسمت. ...

    ادامه مطلب
  • ستاره بی تاب

  • نیلوبلاگ

    دلم ,گلم, ستاره ی بیدلمهمه از من می پرسند چرا؟ من میگویم: تورا برزمین پا می نهم اما سرم سیاره ای ست که بر نصف الانهار خیال تو می چرخد سرگردانم و در هر جاده ای به سرهر گردنه ای می تابم گردِ خیال تو... تو کیستی ؟ که هرچه زیبایست را بر تداوم زمان داده ای و هرچه بیشتر عمر میگذرد بیش تر از هر مقیاسی قیاس...

    ادامه مطلب
  • نادر ابراهیمی

  • نیلوبلاگ

    وَ عشق اگر با حضورِ همین روزمَرِگی هاعشق بماند عشق است...

    ادامه مطلب
  • من و رویای تو

  • نیلوبلاگ

    ....اینگونه شد دنیای من دخترت با ماسه ها بازی کند و همسرت با افتخار کنارت قدم بزندو من با موهای خیس ،تو بالکن، با یه لیوان چایی سرد شده در دستم غرق رویای دخترمون باشم که با ماسه ها بازی می کنه و من با افتحار کنارت قدم می زنم ...

    ادامه مطلب
  • اردی بهشتِ من

  • نیلوبلاگ

    تو عاشق باش اما نه چون لاله های واژگونِ دشتِ اردی بهشت. سربلند وُ سرافــــــراز چون کوهی که بردامنه اش عشق رویانده است اردی بهشت ❤ ...

    ادامه مطلب
  • اتفاق افتاد

  • نیلوبلاگ

    همگــــــــــــــان پیِ عشق می روند من کنجِ خلوتی را می خواهم که بی دغدغه بی هـراس بی تــردید به مرورِ خاطراتی بروم که بی وقفه عشق را به من نشان داده ای. چقدر خوبست تنهــــــــــــــــا بنشینـــــی وُ بدانی اتفاقِ زیبایی افتاده است وُ تو بی دلیل تریـــــــــــــــــــــــــن اتفاقِ جهانی ...

    ادامه مطلب
  • مگر سهم من از باران دست تو نیست!

  • نیلوبلاگ

    من مسیرِ مخفیِ ابرها را دیدم حیرت آور است که ابرهای شمالیِ شهر سبویِ ردِپایِ عطرِ تو را دست گرفته بود وُتا جنوبی ترین کــــــــــوی بابونگی سر کشید. چه تند می زند نبضِ بی قــــرارِباران برصفحه تنهـــــــــایی من که هجوم کلــــــــــــــــــــــــماتش به هوای دستان تو پر کشید تو کیستی که دراین هوا بی هوا پیِ دستانت لحظه های تردید عرف و حالا بی خیال دست دست می کند. ...

    ادامه مطلب
  • حال خوش من

  • نیلوبلاگ

    از تو که می گویم نفسم عطر بهار نارنج می گیرد دنیایم پر از رنگ و نور می شود تو راکه می بینم تو ناب ترین حسی بکر ترین منظره مثل درختی به بار نشسته در بهار پر از بوسه .... پر از دوستت دارم! ...

    ادامه مطلب
  • ایستگاه همین نزدیکی هاست

  • نیلوبلاگ

    من از سرِ صحبتِ باد بابرگ ها دراین خنکای پاییز ,فهمیــــــــــــــــدم که آرایشِ قدم های تو بر پیاده روهای این ذهنِ درگیرم یک رویا نیست انتظاریست که هرگام به مقصد نزدیک می شود...

    ادامه مطلب
  • تا صبح ...

  • نیلوبلاگ

    شب که آرامتر از پلک تو را ميبندم با دلم طاقت ديدار تو، تا فردا نيست ...

    ادامه مطلب
  • چی میگم ؟

  • نیلوبلاگ

    میدونی من دارم باخودم چی میگم؟؟؟ میگم ! چی میگی هی باخودت !؟ تو این پیاده روها خیابون ها دیوارها... راستی تووقتی داری باخودت حرف میزنی چـــــــــی میـــــــــگی ؟ چی میگم من ؟ میدونی ؟ دیوانگی عالمی داره بزار همه بگند دیوانه ام ولی نمیدونند عاشقم زهی .... ...

    ادامه مطلب
  • وای اگر پرواز میکردم

  • نیلوبلاگ

    هواسرد است وُ شب آرام... راه اتوبان های خالی از هیاهوی شهر , باز خیالم چون نسیمی دلنواز میــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکند پرواز می رود اطرافِ تنهایی آنجا کــــــــــــــــــــــــــــــه ازعبورِ چشمِ مستت باز میــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکند بی تابی چون دلم میگویدم آری تو امشب باز می آیی واااای اگر پـــــــرواز می کردم ... ...

    ادامه مطلب
  • بهتراز من ...

  • نیلوبلاگ

    چه کسی خواهد خواند... شعر چشمان تو را که به هر یک مژه بر هم زدنی غزلی نو به سراپرده ی دل می سازد بهتر از من چه کسی خواهد خواند ؟ باز کن پنجره ها را که نسیم روی بالَش، پری از قاصدکی خسته از راهی سخت پشت در منتظـــر است تا بگوید کـه چـه سان دل من بی تاب است . چه کسی خواهد بود عاشق تو بهتراز من آیا هست؟...

    ادامه مطلب
  • میان بازوان تو

  • نیلوبلاگ

    من از هیچ چیز نمی ترسم نه از باد نه از رعد و برق نه از طوفان نه از تاریکی اما بازوانت را دوست دارم می خواهم گاهی بترسم در آغوشم بگیری امنیت را احساس کنم میان بازوان تو حس خوبی ست که می خواهم گاهی بترسم. ...

    ادامه مطلب
  • دل من و تو

  • نیلوبلاگ

    دل من گم شده بود اصلا نبود یا اگر بود دل نبود معجزه بودی آمدی دل من دل شد همانی بودی که معنی سه نقطه های آخر تمام جمله هایم را می فهمیدی دلیل تمام بغض هایم راقبل از لرزیدن چانه ام می دانستی دلیل سردرد های بی بهانه ام را لرزش صدایم را سکوت آشکارم را دل تنگی هایم را همه چیز را می فهمیدی توضیح لازم نداشتی فقط کافی بود مدل صدا کردنت را عوض کنم تو از لحن صدایم همه چیز را احساس می کردی گوش کن الان صدایت کردم اینبار هم بفهم که دلم برای قدم زدن باتو دست در دست تو در این همه خیابان و گذر بی ما تنگ شده است . ...

    ادامه مطلب