
xa0 صبح که بیدار می شوم فراموش می کنم دوری نیستیxa0 ندارمتxa0 فقط از نو دوستت دارمxa0 ❤...
ادامه مطلب
xa0 xa0آرام باش بگذار شنود تمام صندلی های عاری از آدمیان هراس اطراف میز خط و نشان ما به گفتمان پاییزی گوش دهند که تمام برگ های دفتر آن سال های برتو رفته را به باد فراموشی بسپارد. من فرق میان پاییزها را خ...
ادامه مطلب
جا پای ردپای تو گذاشته ام و انگار در آخرین عبورت شیشه عطرت شکس...
ادامه مطلب
وَ توچون مصرع شعری زیبا سطرِ برجسته ...
ادامه مطلب
امشب خیالت راه بسته بر نگاهم من ماندم و دل پرسه های گاه گاهم امشب نگاهت را ندارم ،ماه من کو؟باور نکن من تا همیشه سر براهم xa0...
ادامه مطلب
در مسیری از گذرگاه های پر پیچ جاده ی کوهستانی پشت درختان در هم تنیده ی حاشیه ی جاده نزدیک بوته های سبز تمشک حس نمناکی علف ها xa0و خیسی زمینxa0 و تاریکی جنگل و سکوت و تو سکوت را به آواز دادم و صدایت کردم .............................................. بمان با من که تمام زیبایی ها با تو زیباتر شده نیستی و می بینمت می شنومت می بوسمت. ...
ادامه مطلب
دلم ,گلم, ستاره ی بیدلمهمه از من می پرسند چرا؟ من میگویم: تورا برزمین پا می نهم اما سرم سیاره ای ست که بر نصف الانهار خیال تو می چرخد سرگردانم و در هر جاده ای به سرهر گردنه ای می تابم گردِ خیال تو... تو کیستی ؟ که هرچه زیبایست را بر تداوم زمان داده ای و هرچه بیشتر عمر میگذرد بیش تر از هر مقیاسی قیاس...
ادامه مطلب
xa0 وَ عشقxa0 اگر با حضورِ همین روزمَرِگی هاxa0عشق بماندxa0 عشق استxa0...
ادامه مطلب
xa0 همگــــــــــــــان پیِ عشق می روندxa0 من کنجِ خلوتی را می خواهم که بی دغدغه بی هـراس بی تــردیدxa0 به مرورِ خاطراتی بروم که بی وقفه عشق را به من نشان داده ای. xa0 چقدر خوبست تنهــــــــــــــــا بنشینـــــیxa0 وُ بدانی اتفاقِ زیبایی افتاده است وُ تو بی دلیل تریـــــــــــــــــــــــــن اتفاقِ جهانیxa0 xa0...
ادامه مطلب
xa0 من مسیرِ مخفیِ ابرها را دیدم حیرت آور است که ابرهای شمالیِ شهر سبویِ ردِپایِ عطرِ تو را دست گرفته بودxa0 وُتا جنوبی ترین کــــــــــوی بابونگی سر کشید. xa0 چه تند می زندxa0 نبضِ بی قــــرارِباران برصفحه تنهـــــــــایی من که هجوم کلــــــــــــــــــــــــماتش به هوای دستان تو پر کشیدxa0 xa0 تو کیستیxa0 که دراین هوا بی هوا پیِ دستانتxa0 لحظه های تردید عرف و حالا بی خیالxa0 دست دست می کند.xa0 xa0...
ادامه مطلب
xa0 ببین امروز تمامِ روز را با تو حرف میزدم وُ هیچ دکَلِ مخابراتی نتوانست شنود کند . xa0 امشبxa0 چون پرده آبـــی سینما چنان در آغوشت می گیرمxa0 که بزرگترین حقه تاریخ را به دوربین های دیده بانِ این مردمان بزنم. xa0 فردا ... ذهنِ مشترک موردِ نظر هنوزم مشغول است اصلا تماس نگیرید . xa0 همراهِ اولxa0 هیچ وقت تنها نیست...
ادامه مطلب
xa0 من از سرِ صحبتِ باد بابرگ هاxa0 دراین خنکای پاییز ,فهمیــــــــــــــــدم که آرایشِ قدم های توxa0 بر پیاده روهای این ذهنِ درگیرم یک رویا نیست xa0 انتظاریستxa0 که هرگام به مقصد نزدیک می شودxa0...
ادامه مطلب
xa0 شب که آرامتر از پلک تو را ميبندم با دلم طاقت ديدار تو، تا فردا نيست xa0 xa0...
ادامه مطلب
xa0 میدونی من دارم باخودم چی میگم؟؟؟ میگم ! چی میگی هی باخودت !؟ تو این پیاده روها خیابون ها دیوارها... xa0 راستی xa0تووقتی داری باخودت حرف میزنیxa0 چـــــــــی میـــــــــگی ؟ xa0 xa0 چی میگم من ؟ میدونی ؟ xa0 دیوانگی عالمی دارهxa0 بزار همه بگند دیوانه امxa0 ولی نمیدونند عاشقم زهی .... xa0 xa0...
ادامه مطلب
xa0 هواسرد است وُxa0 شب آرام... xa0 راه اتوبان های خالی از هیاهوی شهر xa0, بازxa0 خیالم چون نسیمی دلنوازxa0 میــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکند پرواز xa0 می رودxa0 اطرافِ تنهاییxa0 آنجا کــــــــــــــــــــــــــــــه ازعبورِ چشمِ مستت باز میــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکند بی تابی xa0 چون دلم میگویدم آریxa0 تو امشب باز می آییxa0 xa0 واااایxa0 اگر پـــــــرواز می کردم ... xa0...
ادامه مطلب
xa0 من از هیچ چیز نمی ترسم نه از باد نه از رعد و برق نه از طوفان نه از تاریکی اما بازوانت را دوست دارم می خواهم گاهی بترسم در آغوشم بگیری امنیت را احساس کنم میان بازوان تو حس خوبی ست که می خواهم گاهی بترسم. xa0...
ادامه مطلب
xa0 ببین مردم نمی دانند چگونه می شود بی هیچ وازه ای وxa0 فقط در سکوتxa0 کسی را که این همه دور استxa0 این همه دوست داشت... xa0...
ادامه مطلب
به یاد او.... صبح های زیادی به عشق صبح بخیر گفتن هایت بیدار شدم . میگفتی : صبح بخیر حالت چطوره ؟ یادم نمی ره ولی نمی دونم تو هم یادت می مونه ؟ هنوز هم با همان عشق بیدار می شوم .صدایت در ذهنم تداعی می شود و جواب می گویم صبح بخیر رویایی تو را در رویایم. مهربان عزیزم روزهای من مدتی ست با تو شروع می شود درست که لایق صبح بخیرت نبودم ولی عاشق صبح هایی بودم که شروعش صبح بخیر گفتن های تو بود....
ادامه مطلب
xa0 دست از سرِ تقدیر بردار تعبیرِ لبخندِ امروز ما تفسیرِ اتنظارِ دیروز ماست xa0 فردای ما تسلیم صبوری های ماست xa0 آرام و مهربان با هم و شادمان xa0 xa0 ققنوس تو...
ادامه مطلب
xa0 چقدر خواب می بینم که مال من شده ای و شاه بیت غزل های لال من شده ای چقدر خواب می بینم که بعد آن همه بغض جواب حسرت این چند سال من شده ای چقدر حافظ یلدا نشین ورق بخورد ؟ تو نا سروده ترین بیت فال من شده ای چقدر لکنت شب گریه را مجاب کنم ؟ خدا نکرده مگر بی خیال من شده ای هنوز نذر شب جمعه های من اینست که اتفاق بیفتد حلال من شده ای میان بغض و تبسم میان وحشت و عشق تو شاعرانه ترین احتمال من شده ای مرا به دوزخ بیداریم نیازی نیست عجیب خواب قشنگی ست مال من شده ای xa0 xa0...
ادامه مطلب