
من از سرِ صحبتِ باد بابرگ ها دراین خنکای پاییز ,فهمیــــــــــــــــدم که آرایشِ قدم های تو بر پیاده روهای این ذهنِ درگیرم یک رویا نیست انتظاریست که هرگام به مقصد نزدیک می شود...
ادامه مطلب
وقتِ مرورِ خاطره هاست. دراین شهر اگرچه آفتاب درآمده است اما عجیب میانِ این سراسیمگی دلتنگ ماه و مهتاب و انتظار مانده ام مهتاب من سلام حال من خوبست اما......
ادامه مطلب
ببین مردم نمی دانند چگونه می شود بی هیچ وازه ای و فقط در سکوت کسی را که این همه دور است این همه دوست داشت... ...
ادامه مطلب
مهربانـــــی هایِ تو که قانـــــونی ندارد اکنون تو با منــــــــی ولی من ازتـــــــو دورم. ققنوس...
ادامه مطلب