
xa0 من مسیرِ مخفیِ ابرها را دیدم حیرت آور است که ابرهای شمالیِ شهر سبویِ ردِپایِ عطرِ تو را دست گرفته بودxa0 وُتا جنوبی ترین کــــــــــوی بابونگی سر کشید. xa0 چه تند می زندxa0 نبضِ بی قــــرارِباران برصفحه تنهـــــــــایی من که هجوم کلــــــــــــــــــــــــماتش به هوای دستان تو پر کشیدxa0 xa0 تو کیستیxa0 که دراین هوا بی هوا پیِ دستانتxa0 لحظه های تردید عرف و حالا بی خیالxa0 دست دست می کند.xa0 xa0...
ادامه مطلب
روزی در بلند ترین جای شهر دوستت دارم را فریاد می زنم جایی که باد ها صدای مرا در گوش خیابان ها بپیچانند و پرندگان ادامه ی دوست داشتن مرا پرواز کنند....
ادامه مطلب
یادم نیست ازکجاشروع شدxa0 وُ چرا؟؟؟xa0 اما هنوز یادمهxa0 خیلی دوستت دارمxa0 xa0 xa0...
ادامه مطلب
آمادگی دارم هر چیزی را یاد بگیرم ساختن گلهای رُز صد پر با خمیر گل چینی چیدن خرما از سِر بلند ترین نخل نخلستان و یا حتی خلبانی... اما نداشتنت را بلد نمی شوم ... xa0 مـــــــاه...
ادامه مطلب
xa0 تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من چه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی ست ؟ یا نگاه تو ، که پر عصمت و ناز بر من افتد ، چه عذاب و ستمی ست؟ xa0 دردم این نیست ولی دردم این است که من بی تو دگر از جهان دورم و بی خویشتنم xa0 پوپکم ! آهوکم! تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم! xa0مگرم سوی تو راهی باشد xa0 مهدی اخوان ثالث حال ققنوسِ تو...
ادامه مطلب
برای من این ساعت هاجور خاصی می گذرند نمی دانی هیچ کس نمی داند پشت نبودن های توxa0 زمان چه بی رحمانه نبضش می زند تیک تیک تیک نیست نیست نیست هیچ چیز آنقدر تکانم نمی دهد که حالی ام شود تو هرگز نبوده ای حتی اگر هزار بار تکرار کنم نبود نبود نبود باز یک نفر در درونم لج می کند و دلش می خواهدکه تو بوده باشی xa0 می فهمی ؟ یک نفر دلش می خواهد که تو باشی که تو بوده باشی ماه...
ادامه مطلب