
در مسیری از گذرگاه های پر پیچ جاده ی کوهستانی پشت درختان در هم تنیده ی حاشیه ی جاده نزدیک بوته های سبز تمشک حس نمناکی علف ها xa0و خیسی زمینxa0 و تاریکی جنگل و سکوت و تو سکوت را به آواز دادم و صدایت کردم .............................................. بمان با من که تمام زیبایی ها با تو زیباتر شده نیستی و می بینمت می شنومت می بوسمت. ...
ادامه مطلب
xa0 دنیایم را به چشمانِ شاعرِ تو میدهـم xa0 هراسی نیستxa0 چون ابیاتِ هرروزش با نگاهِ آفتابی تو ردیف می شودxa0 وُ پلک هایتxa0 قافیه xa0شب هایــــــــــــــــــــم می شودxa0 xa0 پلکی بزنxa0 بی تابِ آفتاب استxa0 مــــــــــــــــــــــــــــــــــاهِ تنهایی امxa0...
ادامه مطلب
یادت هست مرا ؟ فکر کن ! من همانم که تنهایی پای همه ی نبودن هایت ایستادم ساکت اما بی قرار قرار دلم تویی یادت که نمی رود ؟ xa0 xa0...
ادامه مطلب
xa0 یادت هست؟ بساطxa0ِ واژه ها را جمع کردمxa0 و حراجی احساس را تعطیل کردم و فقط برای تو نوشتم که.... خدا مرا دوست داشت که شاعر شده ام؟؟ یادت هستxa0 به تمنای عشقxa0 تو تفعل زدیxa0 و حافظ از مهر مهررویان گفت؟ یادم نمی آیدxa0 به هر سطر قانون عشق ماxa0 هیچ جمله ای به صبوری ختم نشده باشدxa0 من دلخوش تو بودمxa0 وxa0 دل از هرخوشی بریدم تو ازچه این همه بریده ای از روزگاری که من هردم او را به لبخند حضور تو کوک میزنم هااان؟ راستیxa0 چند پروانه ازپیله درآمدهxa0 این ابتدای پاییز عجیب دلخوش لبخندهای من و تو ...
ادامه مطلب