
بهار و تابستان و حالا پاییز عطر پاییز در بیابانی خاطره انگیز به یاد صخره های سنگی ساحل و آبی دریا به یاد بید مجنون زیبا به یاد آشوب دستهای معجزه گر تو به یاد نوازش های بی قرار و چشمان عاشق من گاهی به سرزمین سرد خانه ام بیا به نوازشم بیا و بگو مهتاب من سلام....
ادامه مطلب
xa0 من از هیچ چیز نمی ترسم نه از باد نه از رعد و برق نه از طوفان نه از تاریکی اما بازوانت را دوست دارم می خواهم گاهی بترسم در آغوشم بگیری امنیت را احساس کنم میان بازوان تو حس خوبی ست که می خواهم گاهی بترسم. xa0...
ادامه مطلب
xa0 دست از سرِ تقدیر بردار تعبیرِ لبخندِ امروز ما تفسیرِ اتنظارِ دیروز ماست xa0 فردای ما تسلیم صبوری های ماست xa0 آرام و مهربان با هم و شادمان xa0 xa0 ققنوس تو...
ادامه مطلب