
در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «شبی در خیابان» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. گیج...غمگین...نگران...امیدوار...حیران...ترسیده...سرشار ازسوالهای بی جواب...امیدهای بی حاصل...نادانی های بی محاسبه...بر لبه مرزامید و نا امیدی...پیروزی و حسرتاعتماد و بی اعتمادیبی اعتماد به جهان و آدم هادر آرزوی زیستی بی اعتنا به همه آن...
ادامه مطلب
گیج...غمگین...نگران...امیدوار...حیران...ترسیده...سرشار ازسوالهای بی جواب...امیدهای بی حاصل...نادانی های بی محاسبه...بر لبه مرزامید و نا امیدی...پیروزی و حسرتاعتماد و بی اعتمادیبی اعتماد به جهان و آدم ...
ادامه مطلب
آرام باش بگذار شنود تمام صندلی های عاری از آدمیان هراس اطراف میز خط و نشان ما به گفتمان پاییزی گوش دهند که تمام برگ های دفتر آن سال های برتو رفته را به باد فراموشی بسپارد. من فرق میان پاییزها را خ...
ادامه مطلب
....اینگونه شد دنیای من دخترت با ماسه ها بازی کند و همسرت با افتخار کنارت قدم بزندو من با موهای خیس ،تو بالکن، با یه لیوان چایی سرد شده در دستم غرق رویای دخترمون باشم که با ماسه ها بازی می کنه و من با افتحار کنارت قدم می زنم ...
ادامه مطلب
تو عاشق باش اما نه چون لاله های واژگونِ دشتِ اردی بهشت. سربلند وُ سرافــــــراز چون کوهی که بردامنه اش عشق رویانده است اردی بهشت ❤ ...
ادامه مطلب
به سرانجام یک داستان فکر میکنمبه روایتِ رنگِ سیاه ,درموهای تو که روزی سپید می شود . کاش نقشه ای داشتم راهی , میانبری .... دست برخیالِ خدا می بردم خودم را از اول می گذاشتم جای باد سرتاسر قصه به سوی تو می وزیدم ❤ ...
ادامه مطلب
من مسیرِ مخفیِ ابرها را دیدم حیرت آور است که ابرهای شمالیِ شهر سبویِ ردِپایِ عطرِ تو را دست گرفته بود وُتا جنوبی ترین کــــــــــوی بابونگی سر کشید. چه تند می زند نبضِ بی قــــرارِباران برصفحه تنهـــــــــایی من که هجوم کلــــــــــــــــــــــــماتش به هوای دستان تو پر کشید تو کیستی که دراین هوا بی هوا پیِ دستانت لحظه های تردید عرف و حالا بی خیال دست دست می کند. ...
ادامه مطلب
از تو که می گویم نفسم عطر بهار نارنج می گیرد دنیایم پر از رنگ و نور می شود تو راکه می بینم تو ناب ترین حسی بکر ترین منظره مثل درختی به بار نشسته در بهار پر از بوسه .... پر از دوستت دارم! ...
ادامه مطلب
بهار و تابستان و حالا پاییز عطر پاییز در بیابانی خاطره انگیز به یاد صخره های سنگی ساحل و آبی دریا به یاد بید مجنون زیبا به یاد آشوب دستهای معجزه گر تو به یاد نوازش های بی قرار و چشمان عاشق من گاهی به سرزمین سرد خانه ام بیا به نوازشم بیا و بگو مهتاب من سلام....
ادامه مطلب
زیاد وقتِ تو را نمی گیرم همین که هرلحظه سراغِ تو را ازهرلحظه ام می گیرم نشانه خوبیست که مردمان بدان عاشقی می گویند. راستی یادم نرود آمده بودم بگویم دوستت دارم وُ بروم کجا؟.... گِردِ خیالِ تو ....چون برمیگردم...
ادامه مطلب
چه کسی خواهد خواند... شعر چشمان تو را که به هر یک مژه بر هم زدنی غزلی نو به سراپرده ی دل می سازد بهتر از من چه کسی خواهد خواند ؟ باز کن پنجره ها را که نسیم روی بالَش، پری از قاصدکی خسته از راهی سخت پشت در منتظـــر است تا بگوید کـه چـه سان دل من بی تاب است . چه کسی خواهد بود عاشق تو بهتراز من آیا هست؟...
ادامه مطلب
من از هیچ چیز نمی ترسم نه از باد نه از رعد و برق نه از طوفان نه از تاریکی اما بازوانت را دوست دارم می خواهم گاهی بترسم در آغوشم بگیری امنیت را احساس کنم میان بازوان تو حس خوبی ست که می خواهم گاهی بترسم. ...
ادامه مطلب
دل من گم شده بود اصلا نبود یا اگر بود دل نبود معجزه بودی آمدی دل من دل شد همانی بودی که معنی سه نقطه های آخر تمام جمله هایم را می فهمیدی دلیل تمام بغض هایم راقبل از لرزیدن چانه ام می دانستی دلیل سردرد های بی بهانه ام را لرزش صدایم را سکوت آشکارم را دل تنگی هایم را همه چیز را می فهمیدی توضیح لازم نداشتی فقط کافی بود مدل صدا کردنت را عوض کنم تو از لحن صدایم همه چیز را احساس می کردی گوش کن الان صدایت کردم اینبار هم بفهم که دلم برای قدم زدن باتو دست در دست تو در این همه خیابان و گذر بی ما تنگ شده است . ...
ادامه مطلب
یادت هست مرا ؟ فکر کن ! من همانم که تنهایی پای همه ی نبودن هایت ایستادم ساکت اما بی قرار قرار دلم تویی یادت که نمی رود ؟ ...
ادامه مطلب
یادم نیست ازکجاشروع شد وُ چرا؟؟؟ اما هنوز یادمه خیلی دوستت دارم ...
ادامه مطلب
من دیشب تمام کوچه های خاطره را با تو بودم گاهی آرام و شانه به شانه ات و گاهی می دویدم و صدای خنده هایت به دنبالم ببخش اگر امروز خسته از خواب بیدار شدی .... ...
ادامه مطلب
به یاد او.... بی تو در شهر دلم سخن عشق چه معنا دارد یا که در کوچه ی آن خاطره ات نام بن بست چه معنا دارد؟ دل من غمکده ای است یا چنان بتکده ای است یا که بهتر شده حسرت کده ای که در آن خون جدایی جاری است چشم من از غم تو قطره اشک به دامن دارد دل غمگین نجیب بغض دیدار تو بر لب دارد گر که تو فکر کنی به میان من و تو سدی هست آری این نکته بدان پشت هر سد دو سه تا راهی هست که کم و بیش بریزد از آن یاد سیلاب نگاه تو و عشق بر دل تشنه ی دریایی من تو خدای بت و بودای منی که در آن شکی نیست حاصل کشته و سودای منی بی تو در شهر دلم سخن عشق چه معنا دارد آنکه غرق تو و چشمان تو شد ساحل سب...
ادامه مطلب
یادت هست؟ بساطِ واژه ها را جمع کردم و حراجی احساس را تعطیل کردم و فقط برای تو نوشتم که.... خدا مرا دوست داشت که شاعر شده ام؟؟ یادت هست به تمنای عشق تو تفعل زدی و حافظ از مهر مهررویان گفت؟ یادم نمی آید به هر سطر قانون عشق ما هیچ جمله ای به صبوری ختم نشده باشد من دلخوش تو بودم و دل از هرخوشی بریدم تو ازچه این همه بریده ای از روزگاری که من هردم او را به لبخند حضور تو کوک میزنم هااان؟ راستی چند پروانه ازپیله درآمده این ابتدای پاییز عجیب دلخوش لبخندهای من و تو مانده اند یا دعای صبر و خلاصی از حکایتِ بیقراری و آرامش دستان تو ...
ادامه مطلب
به یاد او... بی خیال دل تنگی های من بی خیال چشمان به راهم بی خیال بی تابی ام بی خیال نفس های بی هم نفسم اصلا بی خیال من حالت چطور ه ؟ خوبی ؟ خوب باشی و بدانم کافی ست تا باز هم دلتنگ باشم و ندانی تا باز هم چشم به راه تو باشم و ندانی تا باز هم بی قرار زنگ خنده هایت باشم و ندانی تو خوب باشی کافی ست بگو تا بدانم و ندانی ...
ادامه مطلب
به جز حضورِ تو هیــــــــــــــــــــــــــــــــچ نمی خواهم از دنیا ققنوس...
ادامه مطلب