شعر

متن مرتبط با «آکورد یادم هست یادت نیست» در سایت شعر نوشته شده است

جاده ی کوهستانی

  • نیلوبلاگ

    در مسیری از گذرگاه های پر پیچ جاده ی کوهستانی پشت درختان در هم تنیده ی حاشیه ی جاده نزدیک بوته های سبز تمشک حس نمناکی علف ها و خیسی زمین و تاریکی جنگل و سکوت و تو سکوت را به آواز دادم و صدایت کردم .............................................. بمان با من که تمام زیبایی ها با تو زیباتر شده نیستی و می بینمت می شنومت می بوسمت. ...

    ادامه مطلب
  • مگر سهم من از باران دست تو نیست!

  • نیلوبلاگ

    من مسیرِ مخفیِ ابرها را دیدم حیرت آور است که ابرهای شمالیِ شهر سبویِ ردِپایِ عطرِ تو را دست گرفته بود وُتا جنوبی ترین کــــــــــوی بابونگی سر کشید. چه تند می زند نبضِ بی قــــرارِباران برصفحه تنهـــــــــایی من که هجوم کلــــــــــــــــــــــــماتش به هوای دستان تو پر کشید تو کیستی که دراین هوا بی هوا پیِ دستانت لحظه های تردید عرف و حالا بی خیال دست دست می کند. ...

    ادامه مطلب
  • شب و روز درنگاه تو هست

  • نیلوبلاگ

    دنیایم را به چشمانِ شاعرِ تو میدهـم هراسی نیست چون ابیاتِ هرروزش با نگاهِ آفتابی تو ردیف می شود وُ پلک هایت قافیه شب هایــــــــــــــــــــم می شود پلکی بزن بی تابِ آفتاب است مــــــــــــــــــــــــــــــــــاهِ تنهایی ام...

    ادامه مطلب
  • یادت هست؟

  • نیلوبلاگ

    یادت هست مرا ؟ فکر کن ! من همانم که تنهایی پای همه ی نبودن هایت ایستادم ساکت اما بی قرار قرار دلم تویی یادت که نمی رود ؟ ...

    ادامه مطلب
  • یادم نیست

  • نیلوبلاگ

    یادم نیست ازکجاشروع شد وُ چرا؟؟؟ اما هنوز یادمه خیلی دوستت دارم ...

    ادامه مطلب
  • یادم هست

  • نیلوبلاگ

    یادت هست؟ بساطِ واژه ها را جمع کردم و حراجی احساس را تعطیل کردم و فقط برای تو نوشتم که.... خدا مرا دوست داشت که شاعر شده ام؟؟ یادت هست به تمنای عشق تو تفعل زدی و حافظ از مهر مهررویان گفت؟ یادم نمی آید به هر سطر قانون عشق ما هیچ جمله ای به صبوری ختم نشده باشد من دلخوش تو بودم و دل از هرخوشی بریدم تو ازچه این همه بریده ای از روزگاری که من هردم او را به لبخند حضور تو کوک میزنم هااان؟ راستی چند پروانه ازپیله درآمده این ابتدای پاییز عجیب دلخوش لبخندهای من و تو مانده اند یا دعای صبر و خلاصی از حکایتِ بیقراری و آرامش دستان تو ...

    ادامه مطلب
  • دیشب به یادتو

  • نیلوبلاگ

    مثِ حال وُ هوایِ شهر تو پاییزم واسه تنهایی هات هی اشک می ریزم میدونم حسِ چشمات رو تو این شب ها واست از درد وُ از اندوه لبریزم دوباره کاغذا خیس اند رومیزم همه دردات مثِ اشکام می ریزند تنم میلرزه عینِ باغ تو این باد مثِ برگا دارند موهام می ریزند گذاشتم صندلیت رو اونورِ میزم تحمل کن برات باز ,چای می ریزم خزون عمرش تموم میشه, می میره بهاراومد ,شکوفه زیرِ پات می ریزم ققنوس دیشب حوالی یادتو...

    ادامه مطلب
  • تاجنون فاصله ای نیست

  • نیلوبلاگ

    تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من چه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی ست ؟ یا نگاه تو ، که پر عصمت و ناز بر من افتد ، چه عذاب و ستمی ست؟ دردم این نیست ولی دردم این است که من بی تو دگر از جهان دورم و بی خویشتنم پوپکم ! آهوکم! تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم! مگرم سوی تو راهی باشد مهدی اخوان ثالث حال ققنوسِ تو...

    ادامه مطلب
  • تیک تاک ,نیست

  • نیلوبلاگ

    برای من این ساعت هاجور خاصی می گذرند نمی دانی هیچ کس نمی داند پشت نبودن های تو زمان چه بی رحمانه نبضش می زند تیک تیک تیک نیست نیست نیست هیچ چیز آنقدر تکانم نمی دهد که حالی ام شود تو هرگز نبوده ای حتی اگر هزار بار تکرار کنم نبود نبود نبود باز یک نفر در درونم لج می کند و دلش می خواهدکه تو بوده باشی می فهمی ؟ یک نفر دلش می خواهد که تو باشی که تو بوده باشی ماه...

    ادامه مطلب