
در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «شبی در خیابان» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. گیج...غمگین...نگران...امیدوار...حیران...ترسیده...سرشار ازسوالهای بی جواب...امیدهای بی حاصل...نادانی های بی محاسبه...بر لبه مرزامید و نا امیدی...پیروزی و حسرتاعتماد و بی اعتمادیبی اعتماد به جهان و آدم هادر آرزوی زیستی بی اعتنا به همه آن...
ادامه مطلب
در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «گفت و گوی باغ تنهایی» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. گفتی زاییده کدام فصل.گفتم بهارگفتی زندگانیگفتم خزان زده از اولین نگاهگفتی روزهاگفتم پرپر شده پیوسته رفته با باد خاطراتپیش از رسیدن به خاکگفتی تنهاییگفتم میرباید گاهی تکه وقتیمی کشاندم به انتهای باغگفتی رسیدیگفتم خوشه ا...
ادامه مطلب
گفتی زاییده کدام فصل.گفتم بهارگفتی زندگانیگفتم خزان زده از اولین نگاهگفتی روزهاگفتم پرپر شده پیوسته رفته با باد خاطراتپیش از رسیدن به خاکگفتی تنهاییگفتم میرباید گاهی تکه وقتیمی کشاندم به انتهای باغگفتی رسیدیگفتم خوشه انگوری سبز و زرد فامتلنگریفرومیریزدمبه خاکدر حسرت چشیده شدنبدون کامگفتی خوابگفتم جان یخ زدهزیر برف ماندهترانه نخواهد خواندامابیدارم کنروزی قبل از رسیدن بهار بخوانید...
ادامه مطلب
گیج...غمگین...نگران...امیدوار...حیران...ترسیده...سرشار ازسوالهای بی جواب...امیدهای بی حاصل...نادانی های بی محاسبه...بر لبه مرزامید و نا امیدی...پیروزی و حسرتاعتماد و بی اعتمادیبی اعتماد به جهان و آدم ...
ادامه مطلب
دلتنگی فصل نمی شناسد حتی اگر بانوی اردیبهشت هم باشی سهمت از بهار انتظار سبزیست در کوچه های عطر یاس و قطره های بارانی که شبیه توست ...
ادامه مطلب
دو انسان می توانندو این قابلیت را دارند کهروح شان چنان در هم بیامیزد که در بسیاری لحظات یکی بشوند ؛یگانه...عشق ؛ کجا نیاز به مشاور داشته است ؟...
ادامه مطلب
دلم یک دیوانگی می خواهد باران بیاید تو باشی هی !!! مگه ما چند سالمونه هااان؟ بیا زیر تمام درختان نم کشیده نقشه عجیب هیاهوی دیگری را بکشیم پا به پای هم از دیدگان مردمان بهراسیم وُ از دیوانگی عاشقانه,نه ... هراسی نیست نیمکت باغ خاطرات مان منتظر دیوانگی ماست ❤ ...
ادامه مطلب
میان مردمان راه میروم ، در ازدحام شهر تاریکی معابرغیر از تو و خاطراتت غیر از تو و آغوشت ، هر چه هست را فراموش می کنم....
ادامه مطلب
میان مردمان راه میروم ، در ازدحام شهر تاریکی معابرغیر از تو و خاطراتت غیر از تو و آغوشت ، هر چه هست را فراموش می کنم....
ادامه مطلب
شب های بی تو شب های بلندی ست زودتر می خوابم که شب زود تمام شود .....! ...
ادامه مطلب
وَ صبح چقدر ميتواند تلخ باشد براي مني كه تا سحر خوابِ آمدنت را مي ديدم و دور از دستانت تنهایی را تا عمق استخوانم درد کشیدم امروز دلم هیچ بهانه ای را نمی پذیرد دلتنگی بی درمان است گویا ❤ ...
ادامه مطلب
قرارنیستهرچه بیقراریست را به بادِ نابلدی بدهم که عطرِتورا ازجغرافیایِ نفس های من به استوای خشکِ بی تو بودنم می برد نه طوفان هم که بیاید من مصلوب سرزمین نفس های توام تکان نمی خورم بانو ...
ادامه مطلب
اینروزها بسیار از تو میگویم. میخاهمت و میدانی و خوب میدانم که هربامداد با واژه های سرازیر از چشمان تو وضوی عشق میگیرم و هرگاه به سمتِ قبله سوی نفس هایت در گذرانِ ستایش و پرستش هستم تو باور کن مرا بانو من باورت کرده ام . ...
ادامه مطلب
....اینگونه شد دنیای من دخترت با ماسه ها بازی کند و همسرت با افتخار کنارت قدم بزندو من با موهای خیس ،تو بالکن، با یه لیوان چایی سرد شده در دستم غرق رویای دخترمون باشم که با ماسه ها بازی می کنه و من با افتحار کنارت قدم می زنم ...
ادامه مطلب
به سرانجام یک داستان فکر میکنمبه روایتِ رنگِ سیاه ,درموهای تو که روزی سپید می شود . کاش نقشه ای داشتم راهی , میانبری .... دست برخیالِ خدا می بردم خودم را از اول می گذاشتم جای باد سرتاسر قصه به سوی تو می وزیدم ❤ ...
ادامه مطلب
گاهی روز ها صبح شعر و باران نمی خواهد فقط تورا می خواهد ......
ادامه مطلب
من مسیرِ مخفیِ ابرها را دیدم حیرت آور است که ابرهای شمالیِ شهر سبویِ ردِپایِ عطرِ تو را دست گرفته بود وُتا جنوبی ترین کــــــــــوی بابونگی سر کشید. چه تند می زند نبضِ بی قــــرارِباران برصفحه تنهـــــــــایی من که هجوم کلــــــــــــــــــــــــماتش به هوای دستان تو پر کشید تو کیستی که دراین هوا بی هوا پیِ دستانت لحظه های تردید عرف و حالا بی خیال دست دست می کند. ...
ادامه مطلب
چرا وقتی می گویم معجزه ای با بهت نگاهم می کنی ؟ نمی دانی پلک هایت برای دریایی پر موج سد ساخته اند لبخند می زنی و نمی دانی انسان وقتی از عشق می میرد هنوز نفس می کشد می گویم معجزه ای .... چشم هایت را برای بوسیدنم می بندی و نمی بینی روی صورتم جنگ قدرت هاست برای سهم بیشتر از بوسه ی تو ...
ادامه مطلب
امشب کمی زودتر بخواب با تو حرف های زیادی دارم ...
ادامه مطلب
بهار و تابستان و حالا پاییز عطر پاییز در بیابانی خاطره انگیز به یاد صخره های سنگی ساحل و آبی دریا به یاد بید مجنون زیبا به یاد آشوب دستهای معجزه گر تو به یاد نوازش های بی قرار و چشمان عاشق من گاهی به سرزمین سرد خانه ام بیا به نوازشم بیا و بگو مهتاب من سلام....
ادامه مطلب