1ی زاییده کدام فصل.
گفتم بهار
گفتی زندگانی
گفتم خزان زده از اولین نگاه
گفتی روزها
گفتم پرپر شده پیوسته رفته با باد خاطرات
پیش از رسیدن به خاک
گفتی 1
گفتم میرباید گاهی تکه وقتی
می کشاندم به انتهای 1
گفتی رسیدی
گفتم خوشه انگوری سبز و زرد فام
تلنگری
فرومیریزدم
به خاک
در حسرت چشیده شدن
بدون کام
گفتی خواب
گفتم جان یخ زده
زیر برف مانده
ترانه نخواهد خواند
اما
بیدارم کن
روزی قبل از رسیدن بهار
برچسب:
نویسنده: سینا باقری