
گفتی زاییده کدام فصل.گفتم بهارگفتی زندگانیگفتم خزان زده از اولین نگاهگفتی روزهاگفتم پرپر شده پیوسته رفته با باد خاطراتپیش از رسیدن به خاکگفتی تنهاییگفتم میرباید گاهی تکه وقتیمی کشاندم به انتهای باغگفتی رسیدیگفتم خوشه انگوری سبز و زرد فامتلنگریفرومیریزدمبه خاکدر حسرت چشیده شدنبدون کامگفتی خوابگفتم جان یخ زدهزیر برف ماندهترانه نخواهد خواندامابیدارم کنروزی قبل از رسیدن بهار بخوانید...
ادامه مطلب
xa0 هواسرد است وُxa0 شب آرام... xa0 راه اتوبان های خالی از هیاهوی شهر xa0, بازxa0 خیالم چون نسیمی دلنوازxa0 میــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکند پرواز xa0 می رودxa0 اطرافِ تنهاییxa0 آنجا کــــــــــــــــــــــــــــــه ازعبورِ چشمِ مستت باز میــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکند بی تابی xa0 چون دلم میگویدم آریxa0 تو امشب باز می آییxa0 xa0 واااایxa0 اگر پـــــــرواز می کردم ... xa0...
ادامه مطلب
پروانه هایت همxa0 امروز به رویای من آمدندxa0 xa0 سر به سرم میگذارند چالاکانِ بی خبر از دردِ سرم xa0 خدا کند روزیxa0 دست به سرم نکنندxa0 xa0 ققنوس توxa0 در خواب نیمروزی اش xa0 xa0...
ادامه مطلب
ای کاش بودی اگر بودی اجازه میدادم مرا تنگ در آغوش بگیری آنقدر سخت و نفس گیر تا صدای خرد شدن همه تنهایی هایم را بشنویم. ماه...
ادامه مطلب