شعر

متن مرتبط با «حرف دل» در سایت شعر نوشته شده است

دلدادگی

  • نیلوبلاگ

    xa0 تو شب هاییکه دلــت تنگ اومده یه خط شعر بنویس با من بخون شبِ خستگی شعر و دلــــــــــدادگی به یـــــــــــــــــــــــــادم بشین با من بمونxa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • دورم اما نزدیک به دلتنگی

  • نیلوبلاگ

    xa0 وقتِ مرورِ خاطره هاست. دراین شهر اگرچه آفتاب درآمده استxa0 اماxa0 عجیب میانِ این سراسیمگی دلتنگ ماه و مهتاب و انتظار مانده امxa0 xa0 مهتاب منxa0 سلامxa0 حال من خوبستxa0 اما......

    ادامه مطلب
  • دلِ تنگم ترک برداشته

  • نیلوبلاگ

    ببین پیچِ رادیو را ببند . تاخبرِ زلزله حیرانت نکند ! xa0 گسل های دل من است xa0که تَرک برداشته وُ خبرگزاری ها نمیدانندxa0 چرا شهر بهم ریخته استxa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • دل من و تو

  • نیلوبلاگ

    xa0 دل من گم شده بود اصلا نبود یا اگر بود دل نبود معجزه بودی آمدی دل من دل شد همانی بودی که معنی سه نقطه های آخر تمام جمله هایم را می فهمیدی دلیل تمام بغض هایم راقبل از لرزیدن چانه ام می دانستی دلیل سردرد های بی بهانه ام راxa0 لرزش صدایم را سکوت آشکارم را دل تنگی هایم را همه چیز را می فهمیدی توضیح لازم نداشتی فقط کافی بود مدل صدا کردنت را عوض کنم تو از لحن صدایمxa0 همه چیز را احساس می کردی گوش کن الان صدایت کردم اینبار هم بفهم که دلم برای قدم زدن باتو دست در دست تو در این همه خیابان...

    ادامه مطلب
  • باتو حرف میزدم

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 دورِ مــــــدارِ یادِ توxa0 وُ زمزمه های اینروزهایم با خدابودمxa0 وُ به تمنا وُ حالا خدایِ منxa0 چقدر تحمل وُ چقدرصبوری باید وُ چه کنم حالاxa0 وُچه هست تقدیر ماxa0 وُ تا کی؟ به کجا؟..... xa0 که خوابِ نیمروزی امxa0 سراسر ,رویای تو شدxa0 و قدم هایمان دروسعت شهری کهxa0 حالا گوشه گوشه اش خاطره ی ســــــــلام و نگاه تو و حیرت من شده است xa0 راستی تا یادم نرفته است بیدارکــــه شدمxa0 دوباره تـــــــو نبودیxa0 xa0 ققنوسxa0...

    ادامه مطلب
  • دلتنگ توام

  • نیلوبلاگ

    به ستاره های آسمانِ امشب بگـــوxa0 مـــــــــــاه در خیالِ کسی آرمیده است xa0 پیِ مهتاب وُ سو سویِ نگاهشان اگر آمدندxa0 نشانیِ مرا به آنها بده همه شان را به میهمانیِ لبخندِ یادگاری توxa0 دعــــــــــــــــــــــــــــوت خواهم کرد وُ لالای امشبِ تو را چشمک زنان زمزمــــــه خواهم کردxa0 تا سحـــــــــــــــر . xa0 xa0 آفتاب که درآمدxa0 بیدارشوxa0 به خورشید بگوxa0 من ذوقِ دیدن تو را ندارمxa0 دلتنگ چشمانِ ماه بلندم هستمxa0 و چشم بر تمام روشنایی شهربسته امxa0 xa0 ققنوسِ تو...

    ادامه مطلب