خرید بک لینک

دورِ مــــــدارِ یادِ تو

وُ زمزمه های اینروزهایم با خدابودم

وُ به تمنا

وُ حالا خدایِ من

چقدر تحمل

وُ چقدرصبوری باید

وُ چه کنم حالا

وُچه هست تقدیر ما

وُ تا کی؟ به کجا؟.....

که خوابِ نیمروزی ام

سراسر ,رویای تو شد

و

قدم هایمان

دروسعت شهری که

حالا گوشه گوشه اش خاطره ی

ســــــــلام و نگاه تو و حیرت من شده است

راستی تا یادم نرفته است

بیدارکــــه شدم

دوباره تـــــــو نبودی

ققنوس

برچسب: با تو حرف میزنم, نویسنده: سینا باقری تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 17:50

صفحه بندی