شعر

متن مرتبط با «خواهم مرد» در سایت شعر نوشته شده است

خواهم مرد

  • نیلوبلاگ

    میدانی این روزها بیشتر از همه از چی می ترسم؟ اینکه سالها بعد وقتی همراه دختر و پسر نوجوانم در کافه ای یا رستورانی نشسته ایم و منتظر سفارش مون هستیمxa0xa0 درست همان وقت هایی که از روز مرگی کنار شوهری که هیچ وقت عاشقانه دوستش نداشتمxa0 خسته ام . همان لحظه که محو کارهای پسرکم شده ام که درست شبیه پدرش رفتار می کند. با صدا کردن نامش یک نفر دیگر آنطرفتر از جایی که نشسته ام سرش راxa0 به سمتم بچرخاند و من تو را ببینم آنوقت حس کنم قلبم دیگر نمیزند.... آن وقت ها تو لابد یک مرد جا افتاده با تارهایی از موها...

    ادامه مطلب