شعر

متن مرتبط با «دلدادگی و عشق» در سایت شعر نوشته شده است

گفت و گوی باغ تنهایی

  • نیلوبلاگ

    گفتی زاییده کدام فصل.گفتم بهارگفتی زندگانیگفتم خزان زده از اولین نگاهگفتی روزهاگفتم پرپر شده پیوسته رفته با باد خاطراتپیش از رسیدن به خاکگفتی تنهاییگفتم میرباید گاهی تکه وقتیمی کشاندم به انتهای باغگفتی رسیدیگفتم خوشه انگوری سبز و زرد فامتلنگریفرومیریزدمبه خاکدر حسرت چشیده شدنبدون کامگفتی خوابگفتم جان یخ زدهزیر برف ماندهترانه نخواهد خواندامابیدارم کنروزی قبل از رسیدن بهار بخوانید...

    ادامه مطلب
  • سوگندعشق

  • نیلوبلاگ

    به وهم مقدس رویایِ داشتنت ؛ قسم دوستت دارم ❤...

    ادامه مطلب
  • بانوی اردی بهشت

  • نیلوبلاگ

    xa0 دلتنگی فصل نمی شناسد حتی اگر بانوی اردیبهشت هم باشی سهمت از بهار انتظار سبزیست در کوچه های عطر یاس و قطره های بارانی که شبیه توست xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • سکوت شب

  • نیلوبلاگ

    xa0 سکوت شب آوازی را در گوشم زمزمه می کند. xa0 رها تر از باد گرفتار تر از پنجره xa0...

    ادامه مطلب
  • محمود دولت آبادی

  • نیلوبلاگ

    xa0 دو انسان می توانندو این قابلیت را دارند کهروح شان چنان در هم بیامیزد که در بسیاری لحظات یکی بشوند ؛یگانه...عشق ؛ کجا نیاز به مشاور داشته است ؟...

    ادامه مطلب
  • من پاییز را خوب می فهمم

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0آرام باش بگذار شنود تمام صندلی های عاری از آدمیان هراس اطراف میز خط و نشان ما به گفتمان پاییزی گوش دهند که تمام برگ های دفتر آن سال های برتو رفته را به باد فراموشی بسپارد. من فرق میان پاییزها را خ...

    ادامه مطلب
  • خواب رهایی

  • نیلوبلاگ

    هرازگاهی بخواب بگذار دنیا به حال خودش باشد  بگذار بگردد حول م...

    ادامه مطلب
  • خوش آمدی

  • نیلوبلاگ

      مسافر کوچولو به سیاره سرگردان سرم  خوش آمدی  🎂 Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • درگاه عشق

  • نیلوبلاگ

      در پناه دستانت خدا به درگاه خانه ام...

    ادامه مطلب
  • قدم های بی تو

  • نیلوبلاگ

     میان مردمان راه میروم ، در ازدحام شهر تاریکی معابرغیر از تو و خاطراتت غیر از تو و آغوش...

    ادامه مطلب
  • مولانا

  • نیلوبلاگ

    ﺗﻮ ﺩﺭ ﺟـــ ﺎﻥ ﻣﻨﯽ ﻣــﻦ ﻏﻢ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﺍﯾﻤــــ ﺎﻥ ﻣﻨﯽ ﻣـﻦ ﮐـــــــﻢ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺍﮔﺮ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺗﻮﯾﯽ ﺩﺭﺩﻡ ﻓﺰﻭﻥ ﺑﺎﺩ ﻭﮔﺮﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺍﯼﺳﻬﻤﻢ ﺟﻨﻮﻥ ﺑﺎﺩ ﺗﻮﯾﯽ ﺗﻨﻬـــــ ﺎ ﺗﻮﯾﯽ ﺗــــــﻮ ﻋﻠﺖ ﻣﻦ ﺗــــــ ﻮﺑﺨﺸﺎﯾﻨﺪﻩ ﯼ ﺑـــ ﯽ ﻣﻨﺖ ﻣﻦ ﺻﺪﺍﯾﻢ ﮐﻦﺻﺪﺍﯼ ﺗﻮ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻼﻣﺖﺁﯾﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﺗﻮﺭ...

    ادامه مطلب
  • قدم های بی تو

  • نیلوبلاگ

    xa0میان مردمان راه میروم ، در ازدحام شهر تاریکی معابرغیر از تو و خاطراتت غیر از تو و آغوشت ، هر چه هست را فراموش می کنم....

    ادامه مطلب
  • شب های بی تو

  • نیلوبلاگ

    xa0 شب های بی تو شب های بلندی ست زودتر می خوابم که شب زود تمام شود .....! xa0...

    ادامه مطلب
  • جاده ی کوهستانی

  • نیلوبلاگ

    در مسیری از گذرگاه های پر پیچ جاده ی کوهستانی پشت درختان در هم تنیده ی حاشیه ی جاده نزدیک بوته های سبز تمشک حس نمناکی علف ها xa0و خیسی زمینxa0 و تاریکی جنگل و سکوت و تو سکوت را به آواز دادم و صدایت کردم .............................................. بمان با من که تمام زیبایی ها با تو زیباتر شده نیستی و می بینمت می شنومت می بوسمت. ...

    ادامه مطلب
  • فصلِ عشق

  • نیلوبلاگ

    xa0 وصلِ توxa0 فصلِ تمامِ رنج هایی ستxa0 که بالِ کبوترانه عشق را می ریزد. xa0 بهاری نه گُلِ همیشه بهاری xa0...

    ادامه مطلب
  • بانو باک از چه داری؟

  • نیلوبلاگ

    xa0 قرارنیستهرچه بیقراریست را به بادِ نابلدی بدهم که عطرِتورا ازجغرافیایِ نفس های من به استوای خشکِ بی تو بودنم می برد نه طوفان هم که بیاید من مصلوب سرزمین نفس های توامxa0 تکان نمی خورم بانو ...

    ادامه مطلب
  • باور کن

  • نیلوبلاگ

    اینxa0روزها بسیار از تو میگویم.xa0 میخاهمت و میدانی و خوب میدانمxa0 که هربامداد با واژه های سرازیر از چشمان توxa0 xa0وضوی عشق میگیرمxa0 و هرگاه به سمتِ قبله سوی نفس هایتxa0 در گذرانِ ستایش و پرستش هستم تو باور کن مرا بانو من باورت کرده ام . ...

    ادامه مطلب
  • کویر

  • نیلوبلاگ

    کویر بودم شاید اگر نه ؟ پس چه بودی که گل کردم و لبخندم ،زیبا را مهمان صورت من کرد. کویر بودم . xa0...

    ادامه مطلب
  • من و رویای تو

  • نیلوبلاگ

    ....اینگونه شد دنیای من دخترت با ماسه ها بازی کند و همسرت با افتخار کنارت قدم بزندو من باxa0 موهای خیس ،تو بالکن، با یه لیوان چایی سرد شده در دستم غرق رویای دخترمون باشم که با ماسه ها بازی می کنه و من با افتحار کنارت قدم می زنم ...

    ادامه مطلب
  • یوسفم

  • نیلوبلاگ

    یوسفم.... سالها بود یعقوب وار چشم به راه آمدنت بودم چشم به راهت بودم که بیایی و از بند تنهایی برهانی ام . نور چشمم... سالها بود که هر روز پشت پنجره ی غبار گرفته ی روزهایم برای قدمت پیشواز ها آماده می کردم. خیر مقدمxa0 . بیا که تا امروز قلبم از هیج آمدنی اینقدر با شکوه لبریز نبوده است. xa0 ...

    ادامه مطلب