
آنچه بر چهره ام نمایان شده نمای عمر نیست حکایت دلِ تنگ است وُ چشمِ مانده به راه برگرد خسته ام بس گِردِ خیالت تابیدم ...
ادامه مطلب
وَ عشق اگر با حضورِ همین روزمَرِگی هاعشق بماند عشق است...
ادامه مطلب
آنچه بر چهره ام نمایان شده نمای عمر نیست حکایت دلِ تنگ است وُ چشمِ مانده به راه برگرد خسته ام بس گِردِ خیالت تابیدم ...
ادامه مطلب
ببین امروز تمامِ روز را با تو حرف میزدم وُ هیچ دکَلِ مخابراتی نتوانست شنود کند . امشب چون پرده آبـــی سینما چنان در آغوشت می گیرم که بزرگترین حقه تاریخ را به دوربین های دیده بانِ این مردمان بزنم. فردا ... ذهنِ مشترک موردِ نظر هنوزم مشغول است اصلا تماس نگیرید . همراهِ اول هیچ وقت تنها نیست...
ادامه مطلب
ازهرچه بگذرم ازین حالِ خوش وُ هوای تو در سرم که نمیگذرم عابران درحال گذرند بگذار بگذرند از روزگارما تا درتقاطعی فارغ از هرچه خیالِ عجیب نوبت تلاقی نگاه ما تا جاودانگی برسد تنها چند لبخند وُ حوصله و یک آیینه میان ما فاصله هست و صبوری دل من وتو که مدام بهانه کوچه های خاطرات شان را میگیرد حوالیِ همین سکوت امشبم از تو چه پنهانکه به خدا گفتم سربه سر من و این دل بی قرارِ من نگذارد بگذارد سربه راه باشم سربه راهی که عابرین آن بی تفاوت بگذرند وُ مــــــــــــــــــــــــــا قرارِ دل بی قرارِ هم شویم همین الان یادتوبودم و تو نبودی ...
ادامه مطلب