شعر

متن مرتبط با «های نخراشی به غفلت صورتم را تیغ» در سایت شعر نوشته شده است

ماجرای گفت و گوی باغ تنهایی

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «گفت و گوی باغ تنهایی» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. گفتی زاییده کدام فصل.گفتم بهارگفتی زندگانیگفتم خزان زده از اولین نگاهگفتی روزهاگفتم پرپر شده پیوسته رفته با باد خاطراتپیش از رسیدن به خاکگفتی تنهاییگفتم میرباید گاهی تکه وقتیمی کشاندم به انتهای باغگفتی رسیدیگفتم خوشه ا...

    ادامه مطلب
  • گفت و گوی باغ تنهایی

  • نیلوبلاگ

    گفتی زاییده کدام فصل.گفتم بهارگفتی زندگانیگفتم خزان زده از اولین نگاهگفتی روزهاگفتم پرپر شده پیوسته رفته با باد خاطراتپیش از رسیدن به خاکگفتی تنهاییگفتم میرباید گاهی تکه وقتیمی کشاندم به انتهای باغگفتی رسیدیگفتم خوشه انگوری سبز و زرد فامتلنگریفرومیریزدمبه خاکدر حسرت چشیده شدنبدون کامگفتی خوابگفتم جان یخ زدهزیر برف ماندهترانه نخواهد خواندامابیدارم کنروزی قبل از رسیدن بهار بخوانید...

    ادامه مطلب
  • بانوی اردی بهشت

  • نیلوبلاگ

    دلتنگی فصل نمی شناسد حتی اگر بانوی اردیبهشت هم باشی سهمت از بهار انتظار سبزیست در کوچه های عطر یاس و قطره های بارانی که شبیه توست ...

    ادامه مطلب
  • من پاییز را خوب می فهمم

  • نیلوبلاگ

    آرام باش بگذار شنود تمام صندلی های عاری از آدمیان هراس اطراف میز خط و نشان ما به گفتمان پاییزی گوش دهند که تمام برگ های دفتر آن سال های برتو رفته را به باد فراموشی بسپارد. من فرق میان پاییزها را خ...

    ادامه مطلب
  • خواب رهایی

  • نیلوبلاگ

    هرازگاهی بخواب بگذار دنیا به حال خودش باشد  بگذار بگردد حول م...

    ادامه مطلب
  • باران به کام ما

  • نیلوبلاگ

    دلم یک دیوانگی می خواهد باران بیاید تو باشی هی !!! مگه ما چند سالمونه هااان؟ بیا زیر تمام درختان نم کشیده نقشه عجیب هیاهوی دیگری را بکشیم پا به پای هم از دیدگان مردمان بهراسیم وُ از دیوانگی عاشقانه,نه ... هراسی نیست نیمکت باغ خاطرات مان منتظر دیوانگی ماست ❤ ...

    ادامه مطلب
  • قدم های بی تو

  • نیلوبلاگ

     میان مردمان راه میروم ، در ازدحام شهر تاریکی معابرغیر از تو و خاطراتت غیر از تو و آغوشت ، هر چه هست را فراموش می کنم....

    ادامه مطلب
  • قدم های بی تو

  • نیلوبلاگ

    میان مردمان راه میروم ، در ازدحام شهر تاریکی معابرغیر از تو و خاطراتت غیر از تو و آغوشت ، هر چه هست را فراموش می کنم....

    ادامه مطلب
  • شب های بی تو

  • نیلوبلاگ

    شب های بی تو شب های بلندی ست زودتر می خوابم که شب زود تمام شود .....! ...

    ادامه مطلب
  • آب زنم راه را..

  • نیلوبلاگ

    آنچه بر چهره ام نمایان شده نمای عمر نیست حکایت دلِ تنگ است وُ چشمِ مانده به راه برگرد خسته ام بس گِردِ خیالت تابیدم ...

    ادامه مطلب
  • نادر ابراهیمی

  • نیلوبلاگ

    وَ عشق اگر با حضورِ همین روزمَرِگی هاعشق بماند عشق است...

    ادامه مطلب
  • أب زنم راه را..

  • نیلوبلاگ

    آنچه بر چهره ام نمایان شده نمای عمر نیست حکایت دلِ تنگ است وُ چشمِ مانده به راه برگرد خسته ام بس گِردِ خیالت تابیدم ...

    ادامه مطلب
  • اردی بهشتِ من

  • نیلوبلاگ

    تو عاشق باش اما نه چون لاله های واژگونِ دشتِ اردی بهشت. سربلند وُ سرافــــــراز چون کوهی که بردامنه اش عشق رویانده است اردی بهشت ❤ ...

    ادامه مطلب
  • عصراین جمعه

  • نیلوبلاگ

    همین که عصـــــرِ یه جمعه حواست جمــــــــعِ من باشه همین که هرجــــــایی میرم نفس هات پیشِ من باشه همش یادِ تو می افتم با آهنگی که دوست داری تموم لحظــــــــه هام شادند برای گفتـــــــــــــــن ازچشمات چقدراین واژه هــــــــا رامند ببین یادِ تو می افتم ...

    ادامه مطلب
  • راز خنده هایت

  • نیلوبلاگ

    زمزمه های عاشقانه ات گاه آرامم می کند چون دریایی بی موج گاه بی قرارم می کند چون رعد و برقی وحشی ببین دوستت دارم هایت رنگ و جان می دهد روزهای سکوتم را و خنده های از ته دلت, معجزه گر بخند که صدای خنده هایت پر است از زمزمه های عاشقانه ممنون استاد...

    ادامه مطلب
  • مگر سهم من از باران دست تو نیست!

  • نیلوبلاگ

    من مسیرِ مخفیِ ابرها را دیدم حیرت آور است که ابرهای شمالیِ شهر سبویِ ردِپایِ عطرِ تو را دست گرفته بود وُتا جنوبی ترین کــــــــــوی بابونگی سر کشید. چه تند می زند نبضِ بی قــــرارِباران برصفحه تنهـــــــــایی من که هجوم کلــــــــــــــــــــــــماتش به هوای دستان تو پر کشید تو کیستی که دراین هوا بی هوا پیِ دستانت لحظه های تردید عرف و حالا بی خیال دست دست می کند. ...

    ادامه مطلب
  • همراه اول

  • نیلوبلاگ

    ببین امروز تمامِ روز را با تو حرف میزدم وُ هیچ دکَلِ مخابراتی نتوانست شنود کند . امشب چون پرده آبـــی سینما چنان در آغوشت می گیرم که بزرگترین حقه تاریخ را به دوربین های دیده بانِ این مردمان بزنم. فردا ... ذهنِ مشترک موردِ نظر هنوزم مشغول است اصلا تماس نگیرید . همراهِ اول هیچ وقت تنها نیست...

    ادامه مطلب
  • به خواب تو ...

  • نیلوبلاگ

    امشب کمی زودتر بخواب با تو حرف های زیادی دارم ...

    ادامه مطلب
  • دورم اما نزدیک به دلتنگی

  • نیلوبلاگ

    وقتِ مرورِ خاطره هاست. دراین شهر اگرچه آفتاب درآمده است اما عجیب میانِ این سراسیمگی دلتنگ ماه و مهتاب و انتظار مانده ام مهتاب من سلام حال من خوبست اما......

    ادامه مطلب
  • دربه درِ تو

  • نیلوبلاگ

    من از آن حادثه عشقِ تو آواره شدم تو نفهمیدی ازعطرِ نفس های تو بیچــــــــاره شدم...

    ادامه مطلب