
یادت هست مرا ؟ فکر کن ! من همانم که تنهایی پای همه ی نبودن هایت ایستادم ساکت اما بی قرار قرار دلم تویی یادت که نمی رود ؟ xa0 xa0...
ادامه مطلب
xa0 مثِ حال وُ هوایِ شهر تو پاییزم واسه تنهایی هات هی اشک می ریزم میدونم حسِ چشمات رو تو این شب ها واست از درد وُ از اندوه لبریزم xa0 دوباره کاغذا خیس اند رومیزم همه دردات مثِ اشکام می ریزندxa0 تنم میلرزه عینِ باغ تو این بادxa0 مثِ برگا دارند موهام می ریزند xa0 گذاشتم صندلیت رو اونورِ میزم تحمل کن برات باز ,چای می ریزمxa0 خزون عمرش تموم میشه, می میره بهاراومد ,شکوفه زیرِ پات می ریزمxa0 xa0 ققنوس دیشب حوالی یادتو...
ادامه مطلب