راز خنده هایت - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 10:35
زمزمه های عاشقانه ات گاهxa0 آرامم می کندxa0 چون دریایی بی موج xa0گاه بی قرارم می کند xa0چون رعد و برقی وحشی xa0 ببین دوستت دارم هایت رنگ و جان می دهد روزهای سکوتم را و خنده های از ته دلت, معجزه گر بخند که صدای خنده هایت پر است از زمزمه های عاشقانه xa0 ممنون استاد
مگر سهم من از باران دست تو نیست! - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 10:35
xa0 من مسیرِ مخفیِ ابرها را دیدم حیرت آور است که ابرهای شمالیِ شهر سبویِ ردِپایِ عطرِ تو را دست گرفته بودxa0 وُتا جنوبی ترین کــــــــــوی بابونگی سر کشید. xa0 چه تند می زندxa0 نبضِ بی قــــرارِباران برصفحه تنهـــــــــایی من که هجوم کلــــــــــــــــــــــــماتش به هوای دستان تو پر کشیدxa0 xa0 تو ...
علیرضا آذر - تاریخ: 1395/8/13 ساعت: 17:48
xa0 تو جذابیت شعـــــــری نباشی شعر میمیره تموم جمله ها میرن دل خودکـــار میگیره مدار دست هــــــــای تو رو آغوشم اثر کرده تو مغناطیس دنیامی دلم دور تو میـگرده xa0 برای توxa0 که زیبا ترین سطرِ زندگی ام شدی
همراه اول - تاریخ: 1395/8/13 ساعت: 17:48
xa0 ببین امروز تمامِ روز را با تو حرف میزدم وُ هیچ دکَلِ مخابراتی نتوانست شنود کند . xa0 امشبxa0 چون پرده آبـــی سینما چنان در آغوشت می گیرمxa0 که بزرگترین حقه تاریخ را به دوربین های دیده بانِ این مردمان بزنم. xa0 فردا ... ذهنِ مشترک موردِ نظر هنوزم مشغول است اصلا تماس نگیرید . xa0 همراهِ اولxa0 هیچ...
تو یک معجزه ای - تاریخ: 1395/8/13 ساعت: 10:11
چرا وقتی می گویم معجزه ای با بهت نگاهم می کنی ؟ نمی دانی پلک هایت برای دریایی پر موج سد ساخته اند لبخند می زنی و نمی دانی انسان وقتی از عشق می میرد هنوز نفس می کشد می گویم معجزه ای .... چشم هایت را برای بوسیدنم می بندی و نمی بینی روی صورتم جنگ قدرت هاست برای سهم بیشتر از بوسه ی تو xa0 xa0
طلوع کن - تاریخ: 1395/8/13 ساعت: 10:11
xa0 زودتر بیا هق هق نفس های صبح بی تاب خورشید نگاهت شده است. xa0 من می خواهمxa0 صبح را با چشمانِ تو آغاز کنمxa0 معجزه ای کن ....
به خواب تو ... - تاریخ: 1395/8/13 ساعت: 10:11
xa0 امشب کمی زودتر بخواب با تو حرف های زیادی دارم xa0 xa0 xa0 xa0
حال خوش من - تاریخ: 1395/8/13 ساعت: 10:11
xa0 از تو که می گویمxa0 نفسم عطر بهار نارنج می گیرد دنیایم پر از رنگ و نور می شود تو راکه می بینم تو ناب ترین حسی بکر ترین منظره مثل درختی به بار نشسته در بهار پر از بوسه .... پر از دوستت دارم! xa0 xa0
ایستگاه همین نزدیکی هاست - تاریخ: 1395/8/13 ساعت: 10:11
xa0 من از سرِ صحبتِ باد بابرگ هاxa0 دراین خنکای پاییز ,فهمیــــــــــــــــدم که آرایشِ قدم های توxa0 بر پیاده روهای این ذهنِ درگیرم یک رویا نیست xa0 انتظاریستxa0 که هرگام به مقصد نزدیک می شودxa0
سندش کو؟؟ - تاریخ: 1395/8/13 ساعت: 10:11
xa0 بچه که بودم توی کوچه مون یه محدوده ای برای خودم مشخص کرده بودم وُ هیچ کدوم از بچه ها اجـــــــــازه نداشتند بدون اجازه من توی اون محدوده بازی که من اجازه نداده بودم را انجام بدند وُ کسی اجازه نداشت وارد حریم من بشه. xa0 یه بار یکی از بچه هـــــــــــــــای کوچه پایینی را ازاونجا بیرون کردم و گفت...
تا صبح ... - تاریخ: 1395/8/13 ساعت: 10:10
xa0 شب که آرامتر از پلک تو را ميبندم با دلم طاقت ديدار تو، تا فردا نيست xa0 xa0
چی میگم ؟ - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 8:52
xa0 میدونی من دارم باخودم چی میگم؟؟؟ میگم ! چی میگی هی باخودت !؟ تو این پیاده روها خیابون ها دیوارها... xa0 راستی xa0تووقتی داری باخودت حرف میزنیxa0 چـــــــــی میـــــــــگی ؟ xa0 xa0 چی میگم من ؟ میدونی ؟ xa0 دیوانگی عالمی دارهxa0 بزار همه بگند دیوانه امxa0 ولی نمیدونند عاشقم زهی .... xa0 xa0
احمد شاملو - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 8:52
امروز بیشتر از دیروز دوستت دارم وxa0 فردا بیشتر از امروز. و این ضعف من نیست قدرت تو است.
باز بیا - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 8:05
بهار و تابستان و حالا پاییز عطر پاییز در بیابانی خاطره انگیز به یاد صخره های سنگی ساحل و آبی دریا به یاد بید مجنون زیبا به یاد آشوب دستهای معجزه گر تو به یاد نوازش های بی قرار و چشمان عاشق من گاهی به سرزمین سرد خانه ام بیا به نوازشم بیا و بگو مهتاب من سلام.
دورم اما نزدیک به دلتنگی - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 8:05
xa0 وقتِ مرورِ خاطره هاست. دراین شهر اگرچه آفتاب درآمده استxa0 اماxa0 عجیب میانِ این سراسیمگی دلتنگ ماه و مهتاب و انتظار مانده امxa0 xa0 مهتاب منxa0 سلامxa0 حال من خوبستxa0 اما...
حوالیِ چشمانِ تو - تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 9:04
xa0 انتظار شرافتِ تامِ واژه بود xa0 هیچکس راxa0 منتظر نگذاشتxa0
دربه درِ تو - تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 9:04
xa0 xa0 من از آن حادثه عشقِ تو آواره شدم تو نفهمیدی ازعطرِ نفس های تو بیچــــــــاره شدمxa0
عاشقِ توام - تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 9:04
xa0 بــــــــــاور کُنمxa0هروقت دلتنگِ توام در شهرِ شب همه جا درپـیِ توام پیرِهزار ســـــاله ی عشق شــــده امxa0 مهتاب بهـــــانه هست در پیِ توام
نگاهت بهاریست درخزان - تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 9:04
xa0 پلک که می زدیxa0 برگی دیگر از دفترِ دلتنگی هایـــــــــــــــــــــم را ورق می زدی چه معصومانه به گل های قالی زل می زدی وقتی بی صدا تنهایی ات را فریــاد می زدیxa0 xa0 ایxa0 تندیسِ لبخندِ عشق. رسالتِ مهربانیِ آفتاب _ نگاهت. نگاهم کن که دراین میانه راهِ خزان شکفته می شودxa0 غنچه های واژگونِ امیدxa...
ماه رو - تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 9:03
xa0 وقتی تو خوابی من شــــب می شوم تا xa0ماه به میهمانی تنهایی ام بیایدxa0 وُ دلتنگ تو نباشم