
گفتی زاییده کدام فصل.گفتم بهارگفتی زندگانیگفتم خزان زده از اولین نگاهگفتی روزهاگفتم پرپر شده پیوسته رفته با باد خاطراتپیش از رسیدن به خاکگفتی تنهاییگفتم میرباید گاهی تکه وقتیمی کشاندم به انتهای باغگفتی رسیدیگفتم خوشه انگوری سبز و زرد فامتلنگریفرومیریزدمبه خاکدر حسرت چشیده شدنبدون کامگفتی خوابگفتم جان یخ زدهزیر برف ماندهترانه نخواهد خواندامابیدارم کنروزی قبل از رسیدن بهار بخوانید...
ادامه مطلب
گیج...غمگین...نگران...امیدوار...حیران...ترسیده...سرشار ازسوالهای بی جواب...امیدهای بی حاصل...نادانی های بی محاسبه...بر لبه مرزامید و نا امیدی...پیروزی و حسرتاعتماد و بی اعتمادیبی اعتماد به جهان و آدم ...
ادامه مطلب
xa0 دلتنگی فصل نمی شناسد حتی اگر بانوی اردیبهشت هم باشی سهمت از بهار انتظار سبزیست در کوچه های عطر یاس و قطره های بارانی که شبیه توست xa0 xa0...
ادامه مطلب
xa0 دو انسان می توانندو این قابلیت را دارند کهروح شان چنان در هم بیامیزد که در بسیاری لحظات یکی بشوند ؛یگانه...عشق ؛ کجا نیاز به مشاور داشته است ؟...
ادامه مطلب
دلم یک دیوانگی می خواهد باران بیاید تو باشی هی !!! مگه ما چند سالمونه هااان؟ بیا زیر تمام درختان نم کشیده نقشه عجیب هیاهوی دیگری را بکشیم پا به پای هم از دیدگان مردمان بهراسیم وُ از دیوانگی عاشقانه,نه ... هراسی نیست نیمکت باغ خاطرات مان منتظر دیوانگی ماست ❤ ...
ادامه مطلب
وَ صبح چقدر ميتواند تلخ باشد براي مني كه تا سحر خوابِ آمدنت را مي ديدم و دور از دستانت تنهایی را تا عمق استخوانم درد کشیدمxa0 امروز دلم هیچ بهانه ای را نمی پذیردxa0 دلتنگی بی درمان است گویاxa0 ❤ ...
ادامه مطلب
xa0 قرارنیستهرچه بیقراریست را به بادِ نابلدی بدهم که عطرِتورا ازجغرافیایِ نفس های من به استوای خشکِ بی تو بودنم می برد نه طوفان هم که بیاید من مصلوب سرزمین نفس های توامxa0 تکان نمی خورم بانو ...
ادامه مطلب
اینxa0روزها بسیار از تو میگویم.xa0 میخاهمت و میدانی و خوب میدانمxa0 که هربامداد با واژه های سرازیر از چشمان توxa0 xa0وضوی عشق میگیرمxa0 و هرگاه به سمتِ قبله سوی نفس هایتxa0 در گذرانِ ستایش و پرستش هستم تو باور کن مرا بانو من باورت کرده ام . ...
ادامه مطلب
بعداز آن همه سالمجادله و مکاشفه در میان ستارگان آسمان و انقلاب رصد چشمان تو درعلم نجومِ اتمسفر پیرامون ذهنم به فکری عمیق فرو رفتم که ژنتیکِ چشمانت به کدام قالب وراثتِ نزدیکِ تو رفته است !!!xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0یا کاشف الاعلم وراثت من پی بردم xa0چشمانت به علاقه من رفته است که شبیه هیچ کسی نیستو همه کس من شده است. ...
ادامه مطلب
xa0 به سرانجام یک داستان فکر میکنمبه روایتِ رنگِ سیاه ,درموهای توxa0 که روزی سپید می شود . کاش نقشه ای داشتمxa0 راهی , میانبری .... دست برخیالِ خدا می بردم خودم را از اول می گذاشتم جای باد سرتاسر قصه به سوی تو می وزیدمxa0 ❤ ...
ادامه مطلب
xa0 تو شب هاییکه دلــت تنگ اومده یه خط شعر بنویس با من بخون شبِ خستگی شعر و دلــــــــــدادگی به یـــــــــــــــــــــــــادم بشین با من بمونxa0 xa0...
ادامه مطلب
xa0 من مسیرِ مخفیِ ابرها را دیدم حیرت آور است که ابرهای شمالیِ شهر سبویِ ردِپایِ عطرِ تو را دست گرفته بودxa0 وُتا جنوبی ترین کــــــــــوی بابونگی سر کشید. xa0 چه تند می زندxa0 نبضِ بی قــــرارِباران برصفحه تنهـــــــــایی من که هجوم کلــــــــــــــــــــــــماتش به هوای دستان تو پر کشیدxa0 xa0 تو کیستیxa0 که دراین هوا بی هوا پیِ دستانتxa0 لحظه های تردید عرف و حالا بی خیالxa0 دست دست می کند.xa0 xa0...
ادامه مطلب
بهار و تابستان و حالا پاییز عطر پاییز در بیابانی خاطره انگیز به یاد صخره های سنگی ساحل و آبی دریا به یاد بید مجنون زیبا به یاد آشوب دستهای معجزه گر تو به یاد نوازش های بی قرار و چشمان عاشق من گاهی به سرزمین سرد خانه ام بیا به نوازشم بیا و بگو مهتاب من سلام....
ادامه مطلب
xa0 من از هیچ چیز نمی ترسم نه از باد نه از رعد و برق نه از طوفان نه از تاریکی اما بازوانت را دوست دارم می خواهم گاهی بترسم در آغوشم بگیری امنیت را احساس کنم میان بازوان تو حس خوبی ست که می خواهم گاهی بترسم. xa0...
ادامه مطلب
xa0 کاش گاهی نمی پرسیدند : خوبی ؟ گاهی می توانستی بگویی : اصلا خوب نیستم گاهی وقتی گلوت پرشده از بغض و چشمات هوای گریه داره نمی گفتند چی شده ؟؟ بغلت می کردند و می گفتند ببار....... xa0 مــــاه xa0 ببار ببار ای ابرکمxa0 برسر و روی این کویری ِدلتنگ تو ببار xa0 ققنوس xa0...
ادامه مطلب
خبردار نشوندxa0 ستارگانِ آسمانِ امشب که ماه درآمدهxa0 وُِxa0 درگفتگوی با ققنوس به دل تنگی و رهایی ازتنهاییxa0 وُ حالا چرا نمی شود ای خداxa0 نشسته است xa0 دل تنگ نباش زیر چتر مهتابی نگاهت پرواز هرشب منxa0 به تنگنای نگاهت ختم میشودxa0 xa0 آواز مرا می شنوی؟ هنوزم نام تو را فریاد میزنمxa0 چه باشی و چه نباشیxa0 xa0 ققنوس...
ادامه مطلب
xa0 xa0 دورِ مــــــدارِ یادِ توxa0 وُ زمزمه های اینروزهایم با خدابودمxa0 وُ به تمنا وُ حالا خدایِ منxa0 چقدر تحمل وُ چقدرصبوری باید وُ چه کنم حالاxa0 وُچه هست تقدیر ماxa0 وُ تا کی؟ به کجا؟..... xa0 که خوابِ نیمروزی امxa0 سراسر ,رویای تو شدxa0 و قدم هایمان دروسعت شهری کهxa0 حالا گوشه گوشه اش خاطره ی ســــــــلام و نگاه تو و حیرت من شده است xa0 راستی تا یادم نرفته است بیدارکــــه شدمxa0 دوباره تـــــــو نبودیxa0 xa0 ققنوسxa0...
ادامه مطلب
تو با منیxa0 هر جا برم مهر تو بند جونمه عشقت نمیره از سرم تو پوست استخونمهیه دم اگه نبینمت یه دنیا دلتنگت می شم نگاه دریایی تو ، آبی رو اتیشم xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 زمزمه امروز ققنوس...
ادامه مطلب
فکر دلتنگیه این عاشق باشxa0 که توو هر ثانیه درگیر توئه همه دنیا رو اگه خواب ببره اون هنوزم ماته تصویره توئه فکره من باش فکر این فرهادیxa0 که براش اخمه تو هم شیرینه مثله مجنون تا هزار ساله دیگه خوابه لیلی شو بازم میبینه xa0 زمزمه امشب ققنوس ماه بلندم نیست...
ادامه مطلب
xa0 نــاودان ها همه جـــــــاری شده اند xa0 یادِتـــــــــــو وُ چشمانت سرتاسرِ شالیــــــــــزارها کـــــــــــــــــــاری شده اند. xa0 ققنوس...
ادامه مطلب