شعر

متن مرتبط با «پا به خواب تو گذاشتم» در سایت شعر نوشته شده است

بانوی اردی بهشت

  • نیلوبلاگ

    دلتنگی فصل نمی شناسد حتی اگر بانوی اردیبهشت هم باشی سهمت از بهار انتظار سبزیست در کوچه های عطر یاس و قطره های بارانی که شبیه توست ...

    ادامه مطلب
  • من پاییز را خوب می فهمم

  • نیلوبلاگ

    آرام باش بگذار شنود تمام صندلی های عاری از آدمیان هراس اطراف میز خط و نشان ما به گفتمان پاییزی گوش دهند که تمام برگ های دفتر آن سال های برتو رفته را به باد فراموشی بسپارد. من فرق میان پاییزها را خ...

    ادامه مطلب
  • خواب رهایی

  • نیلوبلاگ

    هرازگاهی بخواب بگذار دنیا به حال خودش باشد  بگذار بگردد حول م...

    ادامه مطلب
  • باران به کام ما

  • نیلوبلاگ

    دلم یک دیوانگی می خواهد باران بیاید تو باشی هی !!! مگه ما چند سالمونه هااان؟ بیا زیر تمام درختان نم کشیده نقشه عجیب هیاهوی دیگری را بکشیم پا به پای هم از دیدگان مردمان بهراسیم وُ از دیوانگی عاشقانه,نه ... هراسی نیست نیمکت باغ خاطرات مان منتظر دیوانگی ماست ❤ ...

    ادامه مطلب
  • قدم های بی تو

  • نیلوبلاگ

     میان مردمان راه میروم ، در ازدحام شهر تاریکی معابرغیر از تو و خاطراتت غیر از تو و آغوشت ، هر چه هست را فراموش می کنم....

    ادامه مطلب
  • قدم های بی تو

  • نیلوبلاگ

    میان مردمان راه میروم ، در ازدحام شهر تاریکی معابرغیر از تو و خاطراتت غیر از تو و آغوشت ، هر چه هست را فراموش می کنم....

    ادامه مطلب
  • شب های بی تو

  • نیلوبلاگ

    شب های بی تو شب های بلندی ست زودتر می خوابم که شب زود تمام شود .....! ...

    ادامه مطلب
  • من و رویای تو

  • نیلوبلاگ

    ....اینگونه شد دنیای من دخترت با ماسه ها بازی کند و همسرت با افتخار کنارت قدم بزندو من با موهای خیس ،تو بالکن، با یه لیوان چایی سرد شده در دستم غرق رویای دخترمون باشم که با ماسه ها بازی می کنه و من با افتحار کنارت قدم می زنم ...

    ادامه مطلب
  • اردی بهشتِ من

  • نیلوبلاگ

    تو عاشق باش اما نه چون لاله های واژگونِ دشتِ اردی بهشت. سربلند وُ سرافــــــراز چون کوهی که بردامنه اش عشق رویانده است اردی بهشت ❤ ...

    ادامه مطلب
  • وقتِ خواب است ...

  • نیلوبلاگ

    هرشب پشتِ این پنجره خیال درآغوشت می گیـــــــرم وُ نمیـــــــــــــدانی ... نه تو نمیــــــــــدانی که اشـــــــــــــــــــــــک هایم گذرِ احتمالِ رویای آمدنت را آب می زنند وُ هـــــــــق هـــــــــقِ نفس هایم دودِ حسرتِ اسپندیست که گفته ام دورِ سرت بچرخانند . تو نمی آیی؟! ...

    ادامه مطلب
  • فقط تو

  • نیلوبلاگ

    گاهی روز ها صبح شعر و باران نمی خواهد فقط تورا می خواهد ......

    ادامه مطلب
  • مگر سهم من از باران دست تو نیست!

  • نیلوبلاگ

    من مسیرِ مخفیِ ابرها را دیدم حیرت آور است که ابرهای شمالیِ شهر سبویِ ردِپایِ عطرِ تو را دست گرفته بود وُتا جنوبی ترین کــــــــــوی بابونگی سر کشید. چه تند می زند نبضِ بی قــــرارِباران برصفحه تنهـــــــــایی من که هجوم کلــــــــــــــــــــــــماتش به هوای دستان تو پر کشید تو کیستی که دراین هوا بی هوا پیِ دستانت لحظه های تردید عرف و حالا بی خیال دست دست می کند. ...

    ادامه مطلب
  • تو یک معجزه ای

  • نیلوبلاگ

    چرا وقتی می گویم معجزه ای با بهت نگاهم می کنی ؟ نمی دانی پلک هایت برای دریایی پر موج سد ساخته اند لبخند می زنی و نمی دانی انسان وقتی از عشق می میرد هنوز نفس می کشد می گویم معجزه ای .... چشم هایت را برای بوسیدنم می بندی و نمی بینی روی صورتم جنگ قدرت هاست برای سهم بیشتر از بوسه ی تو ...

    ادامه مطلب
  • به خواب تو ...

  • نیلوبلاگ

    امشب کمی زودتر بخواب با تو حرف های زیادی دارم ...

    ادامه مطلب
  • دورم اما نزدیک به دلتنگی

  • نیلوبلاگ

    وقتِ مرورِ خاطره هاست. دراین شهر اگرچه آفتاب درآمده است اما عجیب میانِ این سراسیمگی دلتنگ ماه و مهتاب و انتظار مانده ام مهتاب من سلام حال من خوبست اما......

    ادامه مطلب
  • حوالیِ چشمانِ تو

  • نیلوبلاگ

    انتظار شرافتِ تامِ واژه بود هیچکس را منتظر نگذاشت...

    ادامه مطلب
  • دربه درِ تو

  • نیلوبلاگ

    من از آن حادثه عشقِ تو آواره شدم تو نفهمیدی ازعطرِ نفس های تو بیچــــــــاره شدم...

    ادامه مطلب
  • عاشقِ توام

  • نیلوبلاگ

    بــــــــــاور کُنمهروقت دلتنگِ توام در شهرِ شب همه جا درپـیِ توام پیرِهزار ســـــاله ی عشق شــــده ام مهتاب بهـــــانه هست در پیِ توام...

    ادامه مطلب
  • نگاهت بهاریست درخزان

  • نیلوبلاگ

    پلک که می زدی برگی دیگر از دفترِ دلتنگی هایـــــــــــــــــــــم را ورق می زدی چه معصومانه به گل های قالی زل می زدی وقتی بی صدا تنهایی ات را فریــاد می زدی ای تندیسِ لبخندِ عشق. رسالتِ مهربانیِ آفتاب _ نگاهت. نگاهم کن که دراین میانه راهِ خزان شکفته می شود غنچه های واژگونِ امید در گستره ی تارکِ تنهای تنم ,چون بهـــــار ...

    ادامه مطلب
  • شب و روز درنگاه تو هست

  • نیلوبلاگ

    دنیایم را به چشمانِ شاعرِ تو میدهـم هراسی نیست چون ابیاتِ هرروزش با نگاهِ آفتابی تو ردیف می شود وُ پلک هایت قافیه شب هایــــــــــــــــــــم می شود پلکی بزن بی تابِ آفتاب است مــــــــــــــــــــــــــــــــــاهِ تنهایی ام...

    ادامه مطلب