هرشب
پشتِ این پنجره خیال
درآغوشت می گیـــــــرم
وُ
نمیـــــــــــــدانی ...
نه
تو نمیــــــــــدانی
که اشـــــــــــــــــــــــک هایم
گذرِ احتمالِ رویای آمدنت را
آب می زنند
وُ
هـــــــــق هـــــــــقِ نفس هایم
دودِ حسرتِ اسپندیست
که گفته ام دورِ سرت بچرخانند .
تو نمی آیی؟!
شعر...
ما را در سایت شعر دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 295