شعر

متن مرتبط با «کجا با این عجله» در سایت شعر نوشته شده است

افشای جزئیات شبی در خیابان

  • نیلوبلاگ

    در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «شبی در خیابان» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. گیج...غمگین...نگران...امیدوار...حیران...ترسیده...سرشار ازسوالهای بی جواب...امیدهای بی حاصل...نادانی های بی محاسبه...بر لبه مرزامید و نا امیدی...پیروزی و حسرتاعتماد و بی اعتمادیبی اعتماد به جهان و آدم هادر آرزوی زیستی بی اعتنا به همه آن...

    ادامه مطلب
  • ماجرای گفت و گوی باغ تنهایی

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «گفت و گوی باغ تنهایی» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. گفتی زاییده کدام فصل.گفتم بهارگفتی زندگانیگفتم خزان زده از اولین نگاهگفتی روزهاگفتم پرپر شده پیوسته رفته با باد خاطراتپیش از رسیدن به خاکگفتی تنهاییگفتم میرباید گاهی تکه وقتیمی کشاندم به انتهای باغگفتی رسیدیگفتم خوشه ا...

    ادامه مطلب
  • گفت و گوی باغ تنهایی

  • نیلوبلاگ

    گفتی زاییده کدام فصل.گفتم بهارگفتی زندگانیگفتم خزان زده از اولین نگاهگفتی روزهاگفتم پرپر شده پیوسته رفته با باد خاطراتپیش از رسیدن به خاکگفتی تنهاییگفتم میرباید گاهی تکه وقتیمی کشاندم به انتهای باغگفتی رسیدیگفتم خوشه انگوری سبز و زرد فامتلنگریفرومیریزدمبه خاکدر حسرت چشیده شدنبدون کامگفتی خوابگفتم جان یخ زدهزیر برف ماندهترانه نخواهد خواندامابیدارم کنروزی قبل از رسیدن بهار بخوانید...

    ادامه مطلب
  • شبی در خیابان

  • نیلوبلاگ

    گیج...غمگین...نگران...امیدوار...حیران...ترسیده...سرشار ازسوالهای بی جواب...امیدهای بی حاصل...نادانی های بی محاسبه...بر لبه مرزامید و نا امیدی...پیروزی و حسرتاعتماد و بی اعتمادیبی اعتماد به جهان و آدم ...

    ادامه مطلب
  • بانوی اردی بهشت

  • نیلوبلاگ

    دلتنگی فصل نمی شناسد حتی اگر بانوی اردیبهشت هم باشی سهمت از بهار انتظار سبزیست در کوچه های عطر یاس و قطره های بارانی که شبیه توست ...

    ادامه مطلب
  • محمود دولت آبادی

  • نیلوبلاگ

    دو انسان می توانندو این قابلیت را دارند کهروح شان چنان در هم بیامیزد که در بسیاری لحظات یکی بشوند ؛یگانه...عشق ؛ کجا نیاز به مشاور داشته است ؟...

    ادامه مطلب
  • باران به کام ما

  • نیلوبلاگ

    دلم یک دیوانگی می خواهد باران بیاید تو باشی هی !!! مگه ما چند سالمونه هااان؟ بیا زیر تمام درختان نم کشیده نقشه عجیب هیاهوی دیگری را بکشیم پا به پای هم از دیدگان مردمان بهراسیم وُ از دیوانگی عاشقانه,نه ... هراسی نیست نیمکت باغ خاطرات مان منتظر دیوانگی ماست ❤ ...

    ادامه مطلب
  • بامداد تلخ

  • نیلوبلاگ

    وَ صبح چقدر ميتواند تلخ باشد براي مني كه تا سحر خوابِ آمدنت را مي ديدم و دور از دستانت تنهایی را تا عمق استخوانم درد کشیدم امروز دلم هیچ بهانه ای را نمی پذیرد دلتنگی بی درمان است گویا ❤ ...

    ادامه مطلب
  • بانو باک از چه داری؟

  • نیلوبلاگ

    قرارنیستهرچه بیقراریست را به بادِ نابلدی بدهم که عطرِتورا ازجغرافیایِ نفس های من به استوای خشکِ بی تو بودنم می برد نه طوفان هم که بیاید من مصلوب سرزمین نفس های توام تکان نمی خورم بانو ...

    ادامه مطلب
  • باور کن

  • نیلوبلاگ

    اینروزها بسیار از تو میگویم. میخاهمت و میدانی و خوب میدانم که هربامداد با واژه های سرازیر از چشمان تو وضوی عشق میگیرم و هرگاه به سمتِ قبله سوی نفس هایت در گذرانِ ستایش و پرستش هستم تو باور کن مرا بانو من باورت کرده ام . ...

    ادامه مطلب
  • خیالِ باد

  • نیلوبلاگ

    به سرانجام یک داستان فکر میکنمبه روایتِ رنگِ سیاه ,درموهای تو که روزی سپید می شود . کاش نقشه ای داشتم راهی , میانبری .... دست برخیالِ خدا می بردم خودم را از اول می گذاشتم جای باد سرتاسر قصه به سوی تو می وزیدم ❤ ...

    ادامه مطلب
  • عصراین جمعه

  • نیلوبلاگ

    همین که عصـــــرِ یه جمعه حواست جمــــــــعِ من باشه همین که هرجــــــایی میرم نفس هات پیشِ من باشه همش یادِ تو می افتم با آهنگی که دوست داری تموم لحظــــــــه هام شادند برای گفتـــــــــــــــن ازچشمات چقدراین واژه هــــــــا رامند ببین یادِ تو می افتم ...

    ادامه مطلب
  • مگر سهم من از باران دست تو نیست!

  • نیلوبلاگ

    من مسیرِ مخفیِ ابرها را دیدم حیرت آور است که ابرهای شمالیِ شهر سبویِ ردِپایِ عطرِ تو را دست گرفته بود وُتا جنوبی ترین کــــــــــوی بابونگی سر کشید. چه تند می زند نبضِ بی قــــرارِباران برصفحه تنهـــــــــایی من که هجوم کلــــــــــــــــــــــــماتش به هوای دستان تو پر کشید تو کیستی که دراین هوا بی هوا پیِ دستانت لحظه های تردید عرف و حالا بی خیال دست دست می کند. ...

    ادامه مطلب
  • باز بیا

  • نیلوبلاگ

    بهار و تابستان و حالا پاییز عطر پاییز در بیابانی خاطره انگیز به یاد صخره های سنگی ساحل و آبی دریا به یاد بید مجنون زیبا به یاد آشوب دستهای معجزه گر تو به یاد نوازش های بی قرار و چشمان عاشق من گاهی به سرزمین سرد خانه ام بیا به نوازشم بیا و بگو مهتاب من سلام....

    ادامه مطلب
  • میان بازوان تو

  • نیلوبلاگ

    من از هیچ چیز نمی ترسم نه از باد نه از رعد و برق نه از طوفان نه از تاریکی اما بازوانت را دوست دارم می خواهم گاهی بترسم در آغوشم بگیری امنیت را احساس کنم میان بازوان تو حس خوبی ست که می خواهم گاهی بترسم. ...

    ادامه مطلب
  • این همه دور

  • نیلوبلاگ

    ببین مردم نمی دانند چگونه می شود بی هیچ وازه ای و فقط در سکوت کسی را که این همه دور است این همه دوست داشت... ...

    ادامه مطلب
  • کجایی

  • نیلوبلاگ

    صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز که غوغا می کند در سرخیال خواب دوشینم حافظ...

    ادامه مطلب
  • ببار

  • نیلوبلاگ

    کاش گاهی نمی پرسیدند : خوبی ؟ گاهی می توانستی بگویی : اصلا خوب نیستم گاهی وقتی گلوت پرشده از بغض و چشمات هوای گریه داره نمی گفتند چی شده ؟؟ بغلت می کردند و می گفتند ببار....... مــــاه ببار ببار ای ابرکم برسر و روی این کویری ِدلتنگ تو ببار ققنوس ...

    ادامه مطلب
  • کجا با این عجله؟

  • نیلوبلاگ

    خبردار نشوند ستارگانِ آسمانِ امشب که ماه درآمده وُِ درگفتگوی با ققنوس به دل تنگی و رهایی ازتنهایی وُ حالا چرا نمی شود ای خدا نشسته است دل تنگ نباش زیر چتر مهتابی نگاهت پرواز هرشب من به تنگنای نگاهت ختم میشود آواز مرا می شنوی؟ هنوزم نام تو را فریاد میزنم چه باشی و چه نباشی ققنوس...

    ادامه مطلب
  • باتو حرف میزدم

  • نیلوبلاگ

    دورِ مــــــدارِ یادِ تو وُ زمزمه های اینروزهایم با خدابودم وُ به تمنا وُ حالا خدایِ من چقدر تحمل وُ چقدرصبوری باید وُ چه کنم حالا وُچه هست تقدیر ما وُ تا کی؟ به کجا؟..... که خوابِ نیمروزی ام سراسر ,رویای تو شد و قدم هایمان دروسعت شهری که حالا گوشه گوشه اش خاطره ی ســــــــلام و نگاه تو و حیرت من شده است راستی تا یادم نرفته است بیدارکــــه شدم دوباره تـــــــو نبودی ققنوس...

    ادامه مطلب