
در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «گفت و گوی باغ تنهایی» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. گفتی زاییده کدام فصل.گفتم بهارگفتی زندگانیگفتم خزان زده از اولین نگاهگفتی روزهاگفتم پرپر شده پیوسته رفته با باد خاطراتپیش از رسیدن به خاکگفتی تنهاییگفتم میرباید گاهی تکه وقتیمی کشاندم به انتهای باغگفتی رسیدیگفتم خوشه ا...
ادامه مطلب
آرام باش بگذار شنود تمام صندلی های عاری از آدمیان هراس اطراف میز خط و نشان ما به گفتمان پاییزی گوش دهند که تمام برگ های دفتر آن سال های برتو رفته را به باد فراموشی بسپارد. من فرق میان پاییزها را خ...
ادامه مطلب
دلم یک دیوانگی می خواهد باران بیاید تو باشی هی !!! مگه ما چند سالمونه هااان؟ بیا زیر تمام درختان نم کشیده نقشه عجیب هیاهوی دیگری را بکشیم پا به پای هم از دیدگان مردمان بهراسیم وُ از دیوانگی عاشقانه,نه ... هراسی نیست نیمکت باغ خاطرات مان منتظر دیوانگی ماست ❤ ...
ادامه مطلب
باعشق ممکن است تمام محال ها ... ...
ادامه مطلب
ازخیالت در دلِ شب ها اگــــــــر غافل شوم تا قیامت سنگسار ازخواب غفلت کن مرا ❤...
ادامه مطلب
آنچه بر چهره ام نمایان شده نمای عمر نیست حکایت دلِ تنگ است وُ چشمِ مانده به راه برگرد خسته ام بس گِردِ خیالت تابیدم ...
ادامه مطلب
در مسیری از گذرگاه های پر پیچ جاده ی کوهستانی پشت درختان در هم تنیده ی حاشیه ی جاده نزدیک بوته های سبز تمشک حس نمناکی علف ها و خیسی زمین و تاریکی جنگل و سکوت و تو سکوت را به آواز دادم و صدایت کردم .............................................. بمان با من که تمام زیبایی ها با تو زیباتر شده نیستی و می بینمت می شنومت می بوسمت. ...
ادامه مطلب
وَ عشق اگر با حضورِ همین روزمَرِگی هاعشق بماند عشق است...
ادامه مطلب
آنچه بر چهره ام نمایان شده نمای عمر نیست حکایت دلِ تنگ است وُ چشمِ مانده به راه برگرد خسته ام بس گِردِ خیالت تابیدم ...
ادامه مطلب
قرارنیستهرچه بیقراریست را به بادِ نابلدی بدهم که عطرِتورا ازجغرافیایِ نفس های من به استوای خشکِ بی تو بودنم می برد نه طوفان هم که بیاید من مصلوب سرزمین نفس های توام تکان نمی خورم بانو ...
ادامه مطلب
بعداز آن همه سالمجادله و مکاشفه در میان ستارگان آسمان و انقلاب رصد چشمان تو درعلم نجومِ اتمسفر پیرامون ذهنم به فکری عمیق فرو رفتم که ژنتیکِ چشمانت به کدام قالب وراثتِ نزدیکِ تو رفته است !!! یا کاشف الاعلم وراثت من پی بردم چشمانت به علاقه من رفته است که شبیه هیچ کسی نیستو همه کس من شده است. ...
ادامه مطلب
همین که عصـــــرِ یه جمعه حواست جمــــــــعِ من باشه همین که هرجــــــایی میرم نفس هات پیشِ من باشه همش یادِ تو می افتم با آهنگی که دوست داری تموم لحظــــــــه هام شادند برای گفتـــــــــــــــن ازچشمات چقدراین واژه هــــــــا رامند ببین یادِ تو می افتم ...
ادامه مطلب
زمزمه های عاشقانه ات گاه آرامم می کند چون دریایی بی موج گاه بی قرارم می کند چون رعد و برقی وحشی ببین دوستت دارم هایت رنگ و جان می دهد روزهای سکوتم را و خنده های از ته دلت, معجزه گر بخند که صدای خنده هایت پر است از زمزمه های عاشقانه ممنون استاد...
ادامه مطلب
من مسیرِ مخفیِ ابرها را دیدم حیرت آور است که ابرهای شمالیِ شهر سبویِ ردِپایِ عطرِ تو را دست گرفته بود وُتا جنوبی ترین کــــــــــوی بابونگی سر کشید. چه تند می زند نبضِ بی قــــرارِباران برصفحه تنهـــــــــایی من که هجوم کلــــــــــــــــــــــــماتش به هوای دستان تو پر کشید تو کیستی که دراین هوا بی هوا پیِ دستانت لحظه های تردید عرف و حالا بی خیال دست دست می کند. ...
ادامه مطلب
ببین امروز تمامِ روز را با تو حرف میزدم وُ هیچ دکَلِ مخابراتی نتوانست شنود کند . امشب چون پرده آبـــی سینما چنان در آغوشت می گیرم که بزرگترین حقه تاریخ را به دوربین های دیده بانِ این مردمان بزنم. فردا ... ذهنِ مشترک موردِ نظر هنوزم مشغول است اصلا تماس نگیرید . همراهِ اول هیچ وقت تنها نیست...
ادامه مطلب
پلک که می زدی برگی دیگر از دفترِ دلتنگی هایـــــــــــــــــــــم را ورق می زدی چه معصومانه به گل های قالی زل می زدی وقتی بی صدا تنهایی ات را فریــاد می زدی ای تندیسِ لبخندِ عشق. رسالتِ مهربانیِ آفتاب _ نگاهت. نگاهم کن که دراین میانه راهِ خزان شکفته می شود غنچه های واژگونِ امید در گستره ی تارکِ تنهای تنم ,چون بهـــــار ...
ادامه مطلب
دنیایم را به چشمانِ شاعرِ تو میدهـم هراسی نیست چون ابیاتِ هرروزش با نگاهِ آفتابی تو ردیف می شود وُ پلک هایت قافیه شب هایــــــــــــــــــــم می شود پلکی بزن بی تابِ آفتاب است مــــــــــــــــــــــــــــــــــاهِ تنهایی ام...
ادامه مطلب
به دیدارتو می آیم با چند شاخه گلِ رویای این روزهایم وَ قول میدهم تمام خاطراتم را در راه ببوسم وُ درلحظه بزرگ برخورد نگاهمان اشک هایت را بچینم وَ کنارِ آخرین غزلِ عشق ردیف,تزیینِ قافیه شعرِ تورا می خواهمت تا ابد کنم...
ادامه مطلب
چه کسی خواهد خواند... شعر چشمان تو را که به هر یک مژه بر هم زدنی غزلی نو به سراپرده ی دل می سازد بهتر از من چه کسی خواهد خواند ؟ باز کن پنجره ها را که نسیم روی بالَش، پری از قاصدکی خسته از راهی سخت پشت در منتظـــر است تا بگوید کـه چـه سان دل من بی تاب است . چه کسی خواهد بود عاشق تو بهتراز من آیا هست؟...
ادامه مطلب
منتظرم ماهِ این آسمان طالعِ ستاره ای را ببیند که نشان خنکای بادِ برخواسته از سینه کــــــــــــــــــــــــــــوی تو را بدهد بی هراس از حواس مردمانِ بی خبر . آنوقت بی درنگ دست برکلون درب خاطره ام خواهم برد حالا اگر نشان نشانِ خانه حوالی شمالِ این رویا بود لااقل تو اینبار نترس... ...
ادامه مطلب