ماهِ این آسمان
طالعِ ستاره ای را ببیند
که نشان خنکای بادِ برخواسته
از سینه کــــــــــــــــــــــــــــوی تو را بدهد
بی هراس از حواس مردمانِ بی خبر .
آنوقت بی درنگ دست
برکلون درب خاطره ام خواهم برد
حالا اگر نشان نشانِ خانه حوالی شمالِ این رویا بود
لااقل
تو اینبار نترس...
شعر...
ما را در سایت شعر دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 157