یوسفم....
سالها بود یعقوب وار
چشم به راه آمدنت بودم
چشم به راهت بودم که بیایی و از بند تنهایی
برهانی ام .
نور چشمم...
سالها بود که
هر روز پشت پنجره ی غبار گرفته ی روزهایم
برای قدمت
پیشواز ها آماده می کردم.
خیر مقدم .
بیا که
تا امروز قلبم از هیج آمدنی اینقدر با شکوه
لبریز نبوده است.
شعر...
ما را در سایت شعر دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 204