فراق یار نه آن میکند که بتوان گفت
حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهر
کنایتی ست که از روزگار هجران گفت
نشان یار سفر کرده از که پرسم باز
که هرچه گفت بر ید صبا پریشان گفت
من و مقام رضا بعد از این و شکر رقیب
که دل بدرد تو خو کرد و ترک درمان گفت
.......
که گفت حافظ از اندیشه ی تو آمد باز
من این نگفته ام آنکس که گفت بهتان گفت
حافظ عزیزم
شعر...