ببار - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 19:44
xa0 کاش گاهی نمی پرسیدند : خوبی ؟ گاهی می توانستی بگویی : اصلا خوب نیستم گاهی وقتی گلوت پرشده از بغض و چشمات هوای گریه داره نمی گفتند چی شده ؟؟ بغلت می کردند و می گفتند ببار....... xa0 مــــاه xa0 ببار ببار ای ابرکمxa0 برسر و روی این کویری ِدلتنگ تو ببار xa0 ققنوس xa0
کجا با این عجله؟ - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 19:44
خبردار نشوندxa0 ستارگانِ آسمانِ امشب که ماه درآمدهxa0 وُِxa0 درگفتگوی با ققنوس به دل تنگی و رهایی ازتنهاییxa0 وُ حالا چرا نمی شود ای خداxa0 نشسته است xa0 دل تنگ نباش زیر چتر مهتابی نگاهت پرواز هرشب منxa0 به تنگنای نگاهت ختم میشودxa0 xa0 آواز مرا می شنوی؟ هنوزم نام تو را فریاد میزنمxa0 چه باشی و چه ن...
می نویسیم - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 0:58
xa0 با بی تابی دستانی که دور مانده از نوازش زخم دستت و نگاهی که خیره مانده بهxa0 قامتی که گم شد در هیاهوی شهر و دلی که هنوز دلتنگی تو را سنگین به دوش می کشد و بی قرار آشوب های دل توست چگونه از تو بنویسم ؟؟ xa0ماه xa0بنویسxa0 از صبوری هایی که محتاجِ دست هایی ست که دور مانده اززخم هایم وُ وامانده ام م...
اشکِ ققنوس - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 0:58
xa0 سحر نشد شبی را مــــــگر به یادِ توxa0 همه سرتاسرش را اشک برگیردxa0 سپیده آید وُ آن آفتاب بازxa0 خدا کند که بیایی وُ عشق سر گیردxa0 ققنوسِ تو
بی هوا - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 0:57
xa0 وقتی نگاهم به تصویرت گره می خورد آنقدر محو هوایت می شوم که بی هوا هوای بوسه بر بازوانت هوایی ام می کند. ماه xa0
نقاش نابینا - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 0:57
xa0 به عضویتِ انجمنِ نابینایان شهر درآمده ام بس چشم بسته امxa0 تا خـــــــاطرت از یادم نرود. xa0 دیـــــــــروز با پشتِ انگشتانم روی پلک هایت دست کشیدم ـ xa0 به تکنیکِ خطوطِ بریل هرکجا هستمxa0 نقشِ چشمانت را می کشم تاهیچ عابری چون من عاشقِ نگاهت , نمیـــــــــرد . xa0 ققنوسِ تو
بگو بیا - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:50
امروز می خواهم از حوالی تو عبور کنم کمی از دلواپسی هایم بگویم کمی از چشم های باران خورده ات تبرک بگیرم کمی از بیقراری هایم را به تو بدهم و از صبوری هایت قرض بگیرم کمی از تمنای دستانم که بی تاب دستان توست بکاهم کمی از عطر بید مجنونم که در نفس تو حبس است بدزدم برای لحظه های تنهایی کمی از گرمای شنهای س...
باتو حرف میزدم - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:50
xa0 xa0 دورِ مــــــدارِ یادِ توxa0 وُ زمزمه های اینروزهایم با خدابودمxa0 وُ به تمنا وُ حالا خدایِ منxa0 چقدر تحمل وُ چقدرصبوری باید وُ چه کنم حالاxa0 وُچه هست تقدیر ماxa0 وُ تا کی؟ به کجا؟..... xa0 که خوابِ نیمروزی امxa0 سراسر ,رویای تو شدxa0 و قدم هایمان دروسعت شهری کهxa0 حالا گوشه گوشه اش خاطره ی...
تاجنون فاصله ای نیست - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:50
xa0 تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من چه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی ست ؟ یا نگاه تو ، که پر عصمت و ناز بر من افتد ، چه عذاب و ستمی ست؟ xa0 دردم این نیست ولی دردم این است که من بی تو دگر از جهان دورم و بی خویشتنم xa0 پوپکم ! آهوکم! تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم! xa0مگرم سوی تو راهی باشد xa0 مه...
نگاهت کردم - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 17:50
xa0 بعدِ رفتنتxa0 سرم را برگرداندم و نگاهت کردم xa0 پشت سرت اشک نریختم زجر کشیدمxa0 دردکشیدمxa0 آه کشیدمxa0 xa0 ببین نقاشِ خوبی شده امxa0 نقش چشمانت راxa0 هرجا که رفتم کشیده امxa0 xa0 xa0 ققنوس تو
من یا من؟ - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 22:11
این روزها من من نیستم خودم نیستم و گاهی خودم نبودن را دوست دارم خودم نیستم و گاهی خودم نبودن را دوست ندارم این روزها من نه خودم هستم ...نه خودم نیستم این روزها نمی دانم از کدامین خودم خوشم بیاید به کدامین خودم لبخند بزنم و به کدامین خودم دهن کجی کنم!! این روزها یا مال من نیست یا من مال این روزها نیس...
خلافی عشق تو - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 22:11
این جاده ها حرف های زیادی دارندxa0 به خطوط غیر ممتد شان نگاه کنxa0 به امتدادِ حضور من و تو .... xa0 بخـــــــــداxa0 روزی دورازچشم پاسبان هاxa0 از دلواپسی شب های جاده منتهی به دستانت سبقتِ عجیبی خواهم گرفتxa0 و رکوردار ثبت سرعت دوست داشتن ت خواهم شدxa0 xa0 ببخشیدxa0 خلافــــــــــی منxa0 چقدرمیشود؟!...
خالق غزل - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 22:11
xa0 نه من آنم که تو را زود فراموش کند نه تو آنی که مرا خسته و خاموش کند من همانم که برای تو غزل خلق کنم تو همانی که مراعاشق و مدهوش کند xa0 xa0مــــــــــــــــــاه
مغربی - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 22:10
xa0 امروز هــــم طلوعِ آفتاب هیچ مشرقی روی مرا از مغربِ جغرافیای عشق به هوای آوازِ گنجشگ ها , برنگـــــــرداندxa0 xa0 خوابیده ای مــــــــاهxa0ِ من دستانم به بلندای نوازشِ گیسوانِ تو نیست ققنوسِ تو
درنگ در رویا - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 11:14
کیستی که من اینگونه به جدxa0 در دیار رویاهای خویش با توxa0 درنگ می کنم؟ شاملو ماه
قبل ازتو - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 11:13
نفستنفس را به نفسم برگرداند و زنگ خنده هایت آرامش خواب شبهایم شد قبل از تو ! بودنم زیر سوال می رود هر بار که یاد دلتنگی هایم می افتم سارا مــــــــــــــــــاه
می شود تو را بوسید؟ - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 11:13
حضور پنهانی تو در تک تک لحظات و حس خوب عاشقیxa0 چنان در وجودمxa0 ریشه کرده که چموش بیقرار را از شبگردی های پنهان به دیار شب نامه های آشکار کشانده هرچند دلتنگ اما سرشار از بودنت و لبریز از حضورت در رویاهای ناتمام گاهی می پرسم می شود تو را بوسید ؟؟ ای حضور پنهانی ! xa0 ماه
کوتاه ترین شعر - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 11:13
حکایتِ من با تو آخرین عشـــــــــــــــــــــق حکایتِ تو با من اولین دوستت دارم xa0 ققنوس
دلتنگ توام - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 11:13
به ستاره های آسمانِ امشب بگـــوxa0 مـــــــــــاه در خیالِ کسی آرمیده است xa0 پیِ مهتاب وُ سو سویِ نگاهشان اگر آمدندxa0 نشانیِ مرا به آنها بده همه شان را به میهمانیِ لبخندِ یادگاری توxa0 دعــــــــــــــــــــــــــــوت خواهم کرد وُ لالای امشبِ تو را چشمک زنان زمزمــــــه خواهم کردxa0 تا سحـــــــــ...
خواهم مرد - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 19:48
میدانی این روزها بیشتر از همه از چی می ترسم؟ اینکه سالها بعد وقتی همراه دختر و پسر نوجوانم در کافه ای یا رستورانی نشسته ایم و منتظر سفارش مون هستیمxa0xa0 درست همان وقت هایی که از روز مرگی کنار شوهری که هیچ وقت عاشقانه دوستش نداشتمxa0 خسته ام . همان لحظه که محو کارهای پسرکم شده ام که درست شبیه پدرش ر...