شعر

متن مرتبط با «تنهایی دم مرگ» در سایت شعر نوشته شده است

گفت و گوی باغ تنهایی

  • نیلوبلاگ

    گفتی زاییده کدام فصل.گفتم بهارگفتی زندگانیگفتم خزان زده از اولین نگاهگفتی روزهاگفتم پرپر شده پیوسته رفته با باد خاطراتپیش از رسیدن به خاکگفتی تنهاییگفتم میرباید گاهی تکه وقتیمی کشاندم به انتهای باغگفتی رسیدیگفتم خوشه انگوری سبز و زرد فامتلنگریفرومیریزدمبه خاکدر حسرت چشیده شدنبدون کامگفتی خوابگفتم جان یخ زدهزیر برف ماندهترانه نخواهد خواندامابیدارم کنروزی قبل از رسیدن بهار بخوانید...

    ادامه مطلب
  • حمیدمصدق

  • نیلوبلاگ

    وَ توچون مصرع شعری زیبا سطرِ برجسته ...

    ادامه مطلب
  • قدم های بی تو

  • نیلوبلاگ

     میان مردمان راه میروم ، در ازدحام شهر تاریکی معابرغیر از تو و خاطراتت غیر از تو و آغوش...

    ادامه مطلب
  • قدم های بی تو

  • نیلوبلاگ

    xa0میان مردمان راه میروم ، در ازدحام شهر تاریکی معابرغیر از تو و خاطراتت غیر از تو و آغوشت ، هر چه هست را فراموش می کنم....

    ادامه مطلب
  • وای اگر پرواز میکردم

  • نیلوبلاگ

    xa0 هواسرد است وُxa0 شب آرام... xa0 راه اتوبان های خالی از هیاهوی شهر xa0, بازxa0 خیالم چون نسیمی دلنوازxa0 میــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکند پرواز xa0 می رودxa0 اطرافِ تنهاییxa0 آنجا کــــــــــــــــــــــــــــــه ازعبورِ چشمِ مستت باز میــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکند بی تابی xa0 چون دلم میگویدم آریxa0 تو امشب باز می آییxa0 xa0 واااایxa0 اگر پـــــــرواز می کردم ... xa0...

    ادامه مطلب
  • یادم نیست

  • نیلوبلاگ

    یادم نیست ازکجاشروع شدxa0 وُ چرا؟؟؟xa0 اما هنوز یادمهxa0 خیلی دوستت دارمxa0 xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • یادم هست

  • نیلوبلاگ

    xa0 یادت هست؟ بساطxa0ِ واژه ها را جمع کردمxa0 و حراجی احساس را تعطیل کردم و فقط برای تو نوشتم که.... خدا مرا دوست داشت که شاعر شده ام؟؟ یادت هستxa0 به تمنای عشقxa0 تو تفعل زدیxa0 و حافظ از مهر مهررویان گفت؟ یادم نمی آیدxa0 به هر سطر قانون عشق ماxa0 هیچ جمله ای به صبوری ختم نشده باشدxa0 من دلخوش تو بودمxa0 وxa0 دل از هرخوشی بریدم تو ازچه این همه بریده ای از روزگاری که من هردم او را به لبخند حضور تو کوک میزنم هااان؟ راستیxa0 چند پروانه ازپیله درآمدهxa0 این ابتدای پاییز عجیب دلخوش لبخندهای من و تو ...

    ادامه مطلب
  • قول بدم؟؟؟

  • نیلوبلاگ

    چقدر دنیا زیباست کافیست عظمت واژه ی دوستت دارم حافظ عشق ما باشد و سکوت زیباترین حس ما میان مردمان...

    ادامه مطلب
  • من عشق شدم مرا نمی فهمیدند

  • نیلوبلاگ

    لیلی بنشین خاطره ها را رو کنی لب وا کن و با واژه بزن جادو کنلیلی تو بگو،حرف بزن،نوبت توست بعد از من و جان کندن من نوبت توستلیلی مگذار از دَمِ خود دود شوم لیلی مپسند این همه نابود شوملیلی بنشین،سینه و سر آوردم مجنونم و خونابِ جگر آوردممجنونم و خون در دهنم می رقصد دستان جنون در دهنم می رقصد xa0 علیرضا آذر...

    ادامه مطلب
  • تنهایی

  • نیلوبلاگ

    ای کاش بودی اگر بودی اجازه میدادم مرا تنگ در آغوش بگیری آنقدر سخت و نفس گیر تا صدای خرد شدن همه تنهایی هایم را بشنویم. ماه...

    ادامه مطلب
  • باتو حرف میزدم

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 دورِ مــــــدارِ یادِ توxa0 وُ زمزمه های اینروزهایم با خدابودمxa0 وُ به تمنا وُ حالا خدایِ منxa0 چقدر تحمل وُ چقدرصبوری باید وُ چه کنم حالاxa0 وُچه هست تقدیر ماxa0 وُ تا کی؟ به کجا؟..... xa0 که خوابِ نیمروزی امxa0 سراسر ,رویای تو شدxa0 و قدم هایمان دروسعت شهری کهxa0 حالا گوشه گوشه اش خاطره ی ســــــــلام و نگاه تو و حیرت من شده است xa0 راستی تا یادم نرفته است بیدارکــــه شدمxa0 دوباره تـــــــو نبودیxa0 xa0 ققنوسxa0...

    ادامه مطلب
  • نگاهت کردم

  • نیلوبلاگ

    xa0 بعدِ رفتنتxa0 سرم را برگرداندم و نگاهت کردم xa0 پشت سرت اشک نریختم زجر کشیدمxa0 دردکشیدمxa0 آه کشیدمxa0 xa0 ببین نقاشِ خوبی شده امxa0 نقش چشمانت راxa0 هرجا که رفتم کشیده امxa0 xa0 xa0 ققنوس تو...

    ادامه مطلب
  • شاعرشدم

  • نیلوبلاگ

    تو کوه بلندی و در این دشت .گسل من خورشید درخشانی و دور از تو .زحل من تو جلوه ی وصلی وخداوند لطافت هم خوابه ی آوارگی از روز ازل من تو چشمه جوشان پر از شعر زلالی افسانه ی نیمایی و در بند غزل من تو قصه ی ناگفته ی عصیان فروغی درگیر مفاعیل و مفاعیل و فعل من در آبی دریای تو مایوس نشستم با موج خطرناک نگاهت به جدل من شاعر شدم و گفتم و ایکاش بخوانی از شاعر حسرت زده ی غم به بغل من xa0 ماه...

    ادامه مطلب
  • هم قدم ممنوع

  • نیلوبلاگ

    هم قدم ممنوع من با تو مگر می شود هم قدم شد و خستگی را احساس کرد ؟ مگر میشود دست در دست تو بود و به فاصله اندکی هرم نفسهایت را حس کرد وxa0 آرزوی بی پایان بودن کوچه باغ را نداشت ؟ آرزوی بزرگ من آرزوی بودن با تو هنوز جوانه نزده چنان عظمت پیدا کرده که ازxa0 حد دلمxa0 فزون شده و به داس صبر و سکوت و به دلیل پروانه ها کوچکش می کنم هم قدم ممنوع من ممنوعی ولی می خواهمت هر سحر بیشتر از غروب گذشته xa0و به روزی فکرمیکنمxa0 که تمام تابلوهای ورود ممنوع را بردارم مذاکرات بزرگی در راه است درمسیر زندگی ما حس ظری...

    ادامه مطلب
  • به ماه بلندم

  • نیلوبلاگ

    از نو شروع میکنمxa0 بعد از سلام و حالا من چهل ساله شده امxa0 و هنوز درسرم شور عشق جوانی هستxa0 وُ هیچکسی نمیداندxa0 تو با رقصِ جاودانگی اتxa0 دلم را لرزاندی و نمی فهمیدیxa0 اصلا بیا این بار از محسن نامجو یک آهنگ بگذارxa0 تا من بگویم چقدر دوستش دارم یا من ازسهراب بنویسمxa0 و تو بگو فروغ بهتراست بیا مخالف ساز هم باشیمxa0 تا من زیاد به فکر بروم که چرا اینقدر دلم میلرزدxa0 بگذار سراغت را با تنی لرزان بگیرم و سلامت کنمxa0 و اضطراب آن لحظات را درک کنمxa0 که آیا جواب من را درمخیله خیالش هست که بدهد ؟؟؟...

    ادامه مطلب