
xa0 دلتنگی فصل نمی شناسد حتی اگر بانوی اردیبهشت هم باشی سهمت از بهار انتظار سبزیست در کوچه های عطر یاس و قطره های بارانی که شبیه توست xa0 xa0...
ادامه مطلب
دلم یک دیوانگی می خواهد باران بیاید تو باشی هی !!! مگه ما چند سالمونه هااان؟ بیا زیر تمام درختان نم کشیده نقشه عجیب هیاهوی دیگری را بکشیم پا به پای هم از دیدگان مردمان بهراسیم وُ از دیوانگی عاشقانه,نه ... هراسی نیست نیمکت باغ خاطرات مان منتظر دیوانگی ماست ❤ ...
ادامه مطلب
xa0 تو عاشق باش اما نه چون لاله های واژگونِ دشتِ اردی بهشت. سربلند وُ سرافــــــرازxa0 چون کوهی که بردامنه اشxa0 عشق رویانده است اردی بهشتxa0 ❤ ...
ادامه مطلب
xa0 امشب کمی زودتر بخواب با تو حرف های زیادی دارم xa0 xa0 xa0 xa0...
ادامه مطلب
xa0 وقتِ مرورِ خاطره هاست. دراین شهر اگرچه آفتاب درآمده استxa0 اماxa0 عجیب میانِ این سراسیمگی دلتنگ ماه و مهتاب و انتظار مانده امxa0 xa0 مهتاب منxa0 سلامxa0 حال من خوبستxa0 اما......
ادامه مطلب
xa0 xa0 من از آن حادثه عشقِ تو آواره شدم تو نفهمیدی ازعطرِ نفس های تو بیچــــــــاره شدمxa0...
ادامه مطلب
xa0 پلک که می زدیxa0 برگی دیگر از دفترِ دلتنگی هایـــــــــــــــــــــم را ورق می زدی چه معصومانه به گل های قالی زل می زدی وقتی بی صدا تنهایی ات را فریــاد می زدیxa0 xa0 ایxa0 تندیسِ لبخندِ عشق. رسالتِ مهربانیِ آفتاب _ نگاهت. نگاهم کن که دراین میانه راهِ خزان شکفته می شودxa0 غنچه های واژگونِ امیدxa0 در گستره ی تارکِ تنهای تنم ,چون بهـــــارxa0 xa0 xa0 xa0 xa0...
ادامه مطلب
xa0 چه کسی خواهد خواند... شعر چشمان تو را که به هر یک مژه بر هم زدنی غزلی نو به سراپرده ی دل می سازد بهتر از من چه کسی خواهد خواند ؟ باز کن پنجره ها را که نسیم روی بالَش، پری از قاصدکی خسته از راهی سخت پشت در منتظـــر است تا بگوید کـه چـه سان دل من بی تاب است . xa0 چه کسی خواهد بودxa0 عاشق توxa0 بهتراز من آیا هست؟...
ادامه مطلب
xa0 صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز که غوغا می کند در سرخیال خواب دوشینم xa0 حافظ...
ادامه مطلب
xa0 مثِ حال وُ هوایِ شهر تو پاییزم واسه تنهایی هات هی اشک می ریزم میدونم حسِ چشمات رو تو این شب ها واست از درد وُ از اندوه لبریزم xa0 دوباره کاغذا خیس اند رومیزم همه دردات مثِ اشکام می ریزندxa0 تنم میلرزه عینِ باغ تو این بادxa0 مثِ برگا دارند موهام می ریزند xa0 گذاشتم صندلیت رو اونورِ میزم تحمل کن برات باز ,چای می ریزمxa0 خزون عمرش تموم میشه, می میره بهاراومد ,شکوفه زیرِ پات می ریزمxa0 xa0 ققنوس دیشب حوالی یادتو...
ادامه مطلب
xa0 کاش یک روز بالاخره بفهممxa0 من نتونستم یا واقعا نمی شد... xa0 مـــــــاه xa0 به نگاه پروردگار ماه دلخوش م دلخوش باش ققنوس...
ادامه مطلب
xa0 چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را که کس مرغان وحشی را از این خوشتر نمیگیرد ...
ادامه مطلب
ازهرچه بگذرم ازین حالِ خوش وُ هوای تو در سرم که نمیگذرم عابران درحال گذرندxa0 بگذار بگذرند از روزگارما تا درتقاطعی فارغ از هرچه خیالِ عجیب نوبت تلاقی نگاه ما تا جاودانگی برسدxa0 تنها چند لبخند وُ حوصله و یک آیینه میان ما فاصله هست و صبوری دل من وتوxa0 که مدام بهانه کوچه های خاطرات شان را میگیردxa0 xa0 حوالیِxa0 همین سکوت امشبم از تو چه پنهانxa0که به خدا گفتمxa0 سربه سر من و این دل بی قرارِ من نگذارد بگذارد سربه راه باشم سربه راهی که عابرین آن xa0بی تفاوت بگذرندxa0 وُxa0 مــــــــــــــــــــــــ...
ادامه مطلب
از نو شروع میکنمxa0 بعد از سلام و حالا من چهل ساله شده امxa0 و هنوز درسرم شور عشق جوانی هستxa0 وُ هیچکسی نمیداندxa0 تو با رقصِ جاودانگی اتxa0 دلم را لرزاندی و نمی فهمیدیxa0 اصلا بیا این بار از محسن نامجو یک آهنگ بگذارxa0 تا من بگویم چقدر دوستش دارم یا من ازسهراب بنویسمxa0 و تو بگو فروغ بهتراست بیا مخالف ساز هم باشیمxa0 تا من زیاد به فکر بروم که چرا اینقدر دلم میلرزدxa0 بگذار سراغت را با تنی لرزان بگیرم و سلامت کنمxa0 و اضطراب آن لحظات را درک کنمxa0 که آیا جواب من را درمخیله خیالش هست که بدهد ؟؟؟...
ادامه مطلب